Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for اکتبر 2013


در یادداشت قبلی نوشته بودم که آخوند شِقّ سوم هر پدیده ای است که دو شِقّ بیشتر ندارد، این هم نمونه ای دیگر از همان پدیده:

حضور آقای روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل و طرح فتوای آقای خامنه ای علیه تولید سلاح اتمی، تاکیدی بود بر آن تعریف، و مرا واداشت که بار دیگر به جستجوی متن این فتوا برخیزم.
چنین فتوایی به صورت سنتی آن – یعنی کسی استفتا کرده و کسی فتوی داده باشد – وجود ندارد. نه در پایگاه اینترنتی آقای خامنه ای، و نه در هیج کجای دیگر.

اما اگر منظور از فتوا آن باشد که در میان عوام رایج است و از آن معنای «نظر» یا «توصیه» اراده می شود، در چند جا این نظریه مطرح شده است:

۹ شهریور ۱۳۹۱، تهران، اجلاس سران کشورهای غیر متعهد:

* «جمهورى اسلامى ايران استفاده از سلاح هسته‌اى و شيميائى و نظائر آن را گناهى بزرگ و نابخشودنى مي داند. ما شعار «خاورميانه‌ى عارى از سلاح هسته‌اى» را مطرح كرده‌ايم و به آن پايبنديم. اين به معنى چشم‌پوشى از حق بهره‌بردارى صلح‌آميز از انرژى هسته‌اى و توليد سوخت هسته‌اى نيست. استفاده‌ى صلح‌آميز از اين انرژى، بر اساس قوانين بين‌المللى، حق همه‌ى كشورها است. همه بايد بتوانند از اين انرژى سالم در مصارف گوناگونِ حياتى كشور و ملتشان استفاده كنند و در اِعمال اين حق، وابسته به ديگران نباشند…»

* «من تأكيد مي كنم كه جمهورى اسلامى هرگز در پى تسليحات هسته‌اى نيست، و نيز هرگز از حق ملّت خود در استفاده‌ى صلح‌آميز از انرژى هسته‌اى چشم‌پوشى نخواهد كرد. شعار ما «انرژى هسته‌اى براى همه، و سلاح هسته‌اى براى هيچكس» است. ما بر اين هر دو سخن پاى خواهيم فشرد و مي دانيم كه شكستن انحصار چند كشور غربى در توليد انرژى هسته‌اى در چهارچوب معاهدۀ عدم اشاعه، به سود همۀ كشورهاى مستقل و از جمله كشورهاى عضو جنبش عدم تعهد است.»

۲۸ فروردین ۱۳۸۹، تهران، پیام به نخستين كنفرانس بين‌المللی خلع سلاح هسته‌ای و عدم اشاعه (متن پیام تاریخ ۲۷ فروردین دارد، ولی در بیست و هشتم توسط آقای ولایتی در کنفرانس قراءت شده است:
· «جا دارد كه كنفرانس بین‌المللی خلع سلاح، ضمن بررسی خطرهای تولید و انباشت سلاح هسته‌ای در جهان، به طور واقع‌بینانه راهكارهایی را برای مقابله با این تهدید علیه بشریت ارائه كند تا بتوان گامی جدی در مسیر پاسداری از صلح و ثبات به پیش نهاد».
· «به اعتقاد ما افزون بر سلاح هسته‌ای، دیگر انواع سلاح‌های كشتار جمعی، نظیر سلاح شیمیایی و سلاح میكروبی نیز تهدیدی جدی علیه بشریت تلقی می‌شوند. ملت ایران كه خود قربانی كاربرد سلاح شیمیایی است، بیش از دیگر ملت‌ها خطر تولید و انباشت این گونه سلاح‌ها را حس می‌كند و آماده است همۀ امكانات خود را در مسیر مقابله با آن قرار دهد.
· «ما كاربرد این سلاح‌ها را حرام، و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابناء بشر از این بلای بزرگ را وظیفۀ همگان می‌دانیم.»
البته موارد دیگری هم وجود دارد که آیت الله خامنه ای تولید سلاح اتمی و کشتار جمعی را غیر اسلامی و خلاف دکترین خود – یا جمهوری اسلامی ایران – خوانده است.
اما آیا چنین «فتوا» یا شبه فتوایی به معنی آن است که جمهوری اسلامی ایران هرگز و هرگز در راه تولید سلاح اتمی گام بر نخواهد داشت؟ نه، حتماً چنین نیست.

نخست اجازه دهید نگاهی بیاندازیم به ماهیت فتوا و کارکرد آن.
* فتوی یا فتوا به طور كلي «استنباط» فقيه از احكام كلي دینی (برخاسته از کتاب یا سنت) دربارۀ موضوع مورد بحث است.
* در مذهب شیعه فتوا مختص مجتهد است که یا مجتهد جامع الشرایط است و عام که می تواند درباره هر موضوعی فتوی دهد، و دیگر مجتهد متجزی، که فقط می تواند در موضوع خاصی که در آن تبحر دارد یا شخصی است فتوی دهد.
* قابل ذکر است که بنا به اظهارات مرحوم آیت الله منتظری که استاد آقای خامنه ای بوده، وی حداکثر یک مجتهد متجزی شناخته می شود و در همه مسائل حق افتاء ندارد، و به استنباط مرحوم منتظری افتاء ایشان موجب ابتذال فقه شیعه است؛
* یکی از «افتخارات» شیعه در چندگانگی مراجع تقلید است، یعنی مقلدین (مردم «عوام» یا غیر روحانی) مراجع دینی متفاوت دارند، مثلاً برخی از آقای الف تقلید می کنند، برخی از آقای «ب»، و برخی از آقای «ج» و…
* بنابراین همه مردم – و به همان دلیل – همه مسئولان لازم نیست از فتاوی یک نفر پیروی کنند و مثلاً وزیر جنگ با این استدلال که «مقلد» آقای خامنه ای نیست و مثلاً مصباح یزدی مرجع اوست، می تواند فتوای آقای خامنه ای را نادیده بگیرد، از نظر شرعی خود را مکلف به اجرای آن نداند، و تولید بمب اتمی را وظیفه خود بشمارد.
* با توجه به این که با مرگ یک مرجع تقلید، مقلدین می توانند بر فتاوای وی باقی بمانند یا نمانند، و به هر حال مردم جدید نمی توانند بر فتاوی میت عمل کنند، به هر حال بعد از مرگ آقای خامنه ای فتاوی وی – از جمله فتوای نهی از تولید سلاح اتمی – باطل می شود.
بنابراین، فتوی یا شبه فتوای آقای خامنه ای را باید حداکثر در ردیف «حکم حکومتی» ارزیابی کرد که به هیچ وجه حکمی ماندگار نیست، بلکه برای تعامل با موضوعات روز – و بنا به احتیاجات موقت – ارائه می شود. پس نه فقط این احتمال وجود دارد که مدتی دیگر و در شرایطی دیگر، وضع و موقعیت اقتضا کند که آقای خامنه ای فتوی، شبه فتوی، یا حکم حکومتی دیگری صادر کند و در آن تولید سلاح اتمی و کشتار جمعی را مطابق با نیاز روز بداند.

بنابراین و بنا به آنچه ذکر شد، فتاوی – واقعی یا جعلی و شبه فتوی – یا احکام حکومتی توسط شخصی که حکومتش ابدی نیست و به هر حال روزی خواهد مُرد، قابل ابطال، نفی، کنار گذاشتن، نادیده انگاشتن و به یک کلام غیرنافذ است. اگر قرار است از بلیه سلاح اتمی جلوگیری کرد باید سازوکاری یافت که بر اساس فتوی و حکم حکومتی و… نباشد و باید تضمینی وجود داشته باشد که هر کس نتواند بر اساس خیالات یا توهمات شخصی دوباره و دوباره آن مملکت را در محاق فشارهای خارجی و نابودی معیشت مردم قرار دهد.

فراموش نمی کنیم که آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی گفته بود که برای حفظ حکومت اسلام می توان حتی «موقتاً وحدانیت خدا» را تعطیل کرد! زیرا، به عقیده ایشان و دیگر رهبران و پیروان فرقۀ ولایت فقیه، اساس اسلام بر حکومت است، و حکومت اساس اسلام است، پس هر کاری برای حفظ حکومت به هر قیمتی مباح است، حتی اگر انکار وجود خدا باشد.

اگر بتوان وحدانیت خدا را به طور موقت تعطیل کرد، چرا نتوان یک بار و برای همیشه نقش خدا را از حکومت زدود؟ و بر اساس عرف و سنت مردم امروزی حکومت کرد، نه بر اساس شعارها و رفتارها و اعمال دوره ای که خود مسلمانان از آن به عنوان «جاهلیت» یاد می کنند.

Advertisements

Read Full Post »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: