Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for اکتبر 2014


* آیات عظام: خامنه ای، نوری همدانی، سیستانی، کابلی، مکارم شیرازی، شاهرودی، صافی گلپایگانی، مظاهری، روحانی، موسوی اردبیلی، وحید خراسانی، فاضل لنکرانی و… همه فتوا به حلیّت شغلی کارگران جنسی و واسطگی برای آنان داده اند.
* در آیه ۲۴ سوره نساء به اجرت کارگران جنسی اشاره شده ولی به سهم واسطه یا پاانداز اشاره ای نشده، چرا در نظام عدل علی (ع) سهم پااندازان بیش از کارگران جنسی است؟

یکی از خوانندگان «برباد» در پیام خود پرسیده است چرا «گیر داده اید به صیغه؟ به هر حال هر جامعه ای راه حل خودش را برای اداره مسائل جنسی جامعه دارد، جمهوری اسلامی هم با تأسی به سیره پیامبر و ائمه شیعه این روش را در پیش گرفته، مشکل شما چیست؟»
پاسخ:
بنده هیچگونه مشکلی با صیغه – اعم از ساعتی، روزانه، هفتگی، ماهانه، و جز آن ندارم. حرف اصلی من بر سر استفاده از صیغه به عنوان «شغل» است و این که در این تعبیر نوین حق و حقوق «خانم» ها یا کارگران جنسی در نظر گرفته نشده است. توجه داشته باشید که این کارگران جنسی در مؤسسات تحت رهبری و مدیریت آیات عظام و در چارچوب اسلام و فقه شیعه و با نظارت ولی فقیه مسلمین کار می کنند، و باید از حمایت نظام برخوردار باشند.
آن طور که از نحوۀ بیان و اظهارات سران نظام و مدیران صیغه خانه ها بر می آید، این شیوه نوین اجرای احکام نورانی اسلام و فقه شیعه نوعی جهاد در راه خداست، ولی فایده مالی آن عمدتاً نصیب سران نظام و روحانیان عظام می شود وآینده زندگی کارگرانی که این درآمد را محقق ساخته اند، مد نظر قرار نگرفته است.

اجازه بدهید ابتدا به «مستندات شرعی صیغه سنت نبوی (ص) و علوی (ع) حلال خدا، کتاب و قانون» که مورد استناد ولی فقیه و روحانیان والامقام شیعه به منظور به کار گرفتن کارگران جنسی در پیشبرد جامعه بی طبقه توحیدی قرار گرفته، به نقل از سایت صیغه ایرانیان نگاهی بیاندازیم.
islamic definition of
«احکام صیغه ازدواج موقت: متن استفتاء شغل ازدواج موقت توسط جناب شمائی و فتوا مشهور فقها
اولا : آیا خانم (با رعایت ضوابط شرعی دین مبین اسلام) می تواند ازدواج موقت ماهانه مدخوله یا نکاح ساعتی غیر مدخوله (مثلا با شرط عدم دخول، صبح با فردی متعه و بعدازظهر صیغه شخص دیگر) را به عنوان شغل داشته باشد؟»
[منظور از «خانم» در اینجا همان کارگر جنسی است که ساعتی کار می کند و درصد مهمی از درآمدش را به صاحب کار یعنی مؤسسه صیغه خانه یا خانۀ عفاف می پردازد.]
«دوما : معرفی آقایان به خانمی که مسائل شرعی را رعایت می کند برای صیغه ماهانه مدخوله یا متعه ساعتی غیر مدخوله چه حکمی دارد؟ آیا اینگونه معرفی می تواند به عنوان یک شغل باشد و در ازای آن پولی دریافت گردد؟»
[معرفی «آقایان» (بخوانید مشتریان) به «خانم» (بخوانید کارگر جنسی) توسط کسانی انجام می شود، که حلیّت (حلال بودن) کارشان در این بخش مورد استفتاء قرار گرفته که آیا «حق العمل» آنان از این «شغل» (واسطگی میان مشتری و کارگر جنسی) حلال است یا نه؟]
بنابراین به زبان فارسی ساده و بی پیرایه معنای این استفتاء از آیات عظام و رهبران دینی و روحانی نظام مقدس جمهوری اسلامی این است که:
1 – آیا کارگران جنسی می توانند تحت عنوان صیغه، خدمات خود را به عنوان شغل به مشتریان ارائه دهند و از راه همخوابگی با مشتریان زندگی خود را اداره نمایند یا نه؟ و
2 – آیا پولی که از این راه نصیب واسطه ها (به اصطلاح عوام، پاانداز یا جاکش) می شود حلال است یا نه؟

آیات عظام و رهبران نظام به این استفتاء پاسخ داده اند که به نوشته سایت صیغۀ ایرانیان «دستخط مبارک حضرات آیات با شماره دبیرخانه دفتر مراجع معظم نزد مسئولین سایت محفوظ می باشد»
این آیات عظام چه کسانی هستند؟ تقریباً تمامی بزرگان نظام از عالی تا دانی، از مقام رهبری تا ذیل، از قم تا نجف، از فارس تا خراسان، این است نام و مقام ایشان به نقل از سایت صیغه:
«* حضرات آیات مقام معظم رهبری آیت الله سید علی خامنه ای حفظ الله التعالی، سید محمود هاشمی شاهرودی، لطف الله صافی گلپایگانی و حسین مظاهری دام ظله در واکنش به استفتاء مکتوبی که از محضر مبارکشان درخواست شد هیچگونه مخالفتی اعلام نفرمودند.

* حضرت آیت الله العظمی سید علی حسینی سیستانی روحی فداه عراق نجف ۱۳۷۹۲۸۲۱۰۳۷۵ پاسخ: اگر به شرایط عمل کند اشکال ندارد.
* حضرت آیت الله العظمی حسین نوری همدانی دام ظله العالی ایران قم ش ۱۳۱۹۴ پاسخ: بارعایت شرایط شرعی، مانعی ندارد.
* حضرت آیت الله العظمی سید عبد الکریم موسوی اردبیلی دام ظله ایران قم ش ۸۷۶۷ پاسخ: شرعا فی حد نفسه محدودیتی ندارد.
* حضرت آیت الله العظمی سید محمد صادق روحانی دام ظله العالی ایران قم پاسخ: نکاح ساعتی غیرمدخوله اشکال ندارد.
* حضرت آیت الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی دام ظله ایران قم ش ۹۸۶ پاسخ: با تمام مسائل شرعی، اشکال ندارد.
* حضرت آیت الله العظمی سید محمد علی علوی گرگانی دام ظله ایران قم پاسخ: بدون دخول جهت لذات دیگر بلامانع است.
حضرت آیت الله العظمی قربانعلی محقق کابلی دام ظله افغانستان کابل پاسخ: غیر مدخوله مکرر و مدخوله با رعایت عده، بلامانع است.
* حضرت آیت الله حاج سید علی محمد دستغیب دام ظله ایران شیراز پاسخ: بارعایت احکام شرعی و رضایت طرفین اشکال ندارد.
* حضرت آیت الله شیخ محمد جواد فاضل لنکرانی دام ظله ایران قم ش ۹۳۰۰۵۵۸ پاسخ: ازدواج موقت مکرر بدون دخول ساعتی اشکال ندارد.
* حضرت آیت الله العظمی حاج سید محمد حسینی شاهرودی حفظ الله ایران قم ش ۹۳۵۲۰۶ پاسخ: با اجازه ولی و مصلحت دختر صحیح است.
حضرت آیت الله العظمی حسین وحید خراسانی مدظه العالی ایران قم ش ۷۲۵۹۰ پاسخ: بلااشکال وحلال است. (شفاهی: سیدعلی فاطمی)
* حضرت آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی دام ظله العالی ایران قم در استفتاء: (نظر معظم له در خصوص بانوانی که به صیغه ساعتی غیر مدخوله در می آیند به نحوی که این امر شغلی برای آن ها شده چیست؟) که توسط یکی از مؤمنین حامی سایت از معظم له أخذ شده است، فتوا خویش در موضوع اشتغال در ازدواج موقت ساعتی غیر مدخوله را بدین شرح پاسخ فرمودند: (چنانچه خلاف قوانین نباشد و موازین شرعیه را رعایت نمایند اشکالی ندارد البته توجه داشته باشید ازدواج موقت برای هوسبازی هوسبازان نیست، بلکه فلسفه روشنی دارد، از جمله: رفع نیازهای جنسی مردانی که به خاطر علل و عواملی امکان ازدواج دائم ندارند، یا همسرشان مثلا بیمار است و امکان برطرف کردن نیازهایشان از طریق عادی ممکن نیست. شرح بیشتر را در تفسیر نمونه، ذیل آیه ۲۴ سوره نساء نوشته ایم.) فتوا مذکور به شماره استفتاء ۹۳۰۴۱۷۰۱۵۸ (اعداد انگلیسی در سایت معظم له تایپ شود) و ایمیل me6364@yahoo.com در سایت معظم له به آدرس الکترونیکی http://makarem.ir/Question/question.aspx?lid=0 قابل رویت می باشد. »

در ادامه این مطلب تکذیبۀ آیت الله مکارم شیرازی به نقل از دفتر ایشان نقل شده: «پیرو خبر مورخه ۹۳/۰۷/۲۶ دفتر معظم له مبنی بر: فتوایی که از ما نقل کرده اند مجعول است و هیچ اعتباری ندارد و از طرق قانونی قابل تعقیب می باشد، به عرض تمامی متقاضیان می رساند منظور معظم له از جاعل دروغگو وبلاگ http://www.3330.loxchat.com به مدیریت شخصی معلوم الهویه می باشد و منظور معظم له سایت صیغه ایرانیان نبوده است.»
واکنش آیت الله و تکذیبیه آیت الله مورخ 26 مهر 1393، چند روز بعد از انتشار نوشته «سهم امام» علیه السلام از ساک زدن چقدر است و به چه مصرفی می رسد در «برباد» بود، که فتوای آقای مکارم شیرازی را مورد سوال قرار داده بود. آنچه در آن سایت /بلاگ مرجع خبر «برباد» آمده عیناً همان است که در سایت صیغه آمده، و معلوم نیست چرا آیت الله مکارم شیرازی آن را تکذیب کرده. شاید قصد ایشان این بوده که پولی و درآمدی که صاحب آن بلاگ به دست می آورده به ایشان ربطی نداشته و ابوالمکارم شیرازی در آن درآمد سهمی نداشته است. دفتر آیت الله این موضوع را روشن نکرده است.

اما درمورد حلیّت اجرت یا حق البُضع کارگر جنسی استنادات قوی و غیر قابل انکار است.
(«حق البُضع» اصطلاحی است رایج در فقه شیعه، یعنی حقی و پولی که برای استفاده از آلت تناسلی زن توسط مرد پرداخت می شود. معادل فارسی آن رکیک به نظر می رسد، ولی با استعانت از حدیث معتبر لا حیا فی الدین، یعنی در بیان مسائل اسلامی شرم و حیا وجود ندارد، می توان برای حق البُضع از معادل فارسی «بهای کُس» یا «کُسانه» استفاده کرد.)

از جمله استنادات قوی درباره حلال بودن درآمد از این راه، در همین سایت به «آیه ۲۴ سوره مبارکه نساء» استناد شده که در آن آمده : «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً ؛ اگر به صورت متعه برخوردار شدید ، اجرت آن را بپردازید.»
البته در این آیه مبارکه به سهم واسطه یا پاانداز اشاره ای نشده است، و احیاناً حق واسطگی ایشان با اجتهاد علمای یاد شده تثبیت گردیده است.
در همین سایت تصریح شده که «برابر نظر فقهای شورای نگهبان به شماره ۱۴۸۸ مورخ ۱۳۶۳/۹/۵ : مجازات متعاقدین و عاقد در ازدواج غیر رسمی و مکرر، غیر شرعی است.» به زبان فارسی روشن و بی پیرایه یعنی نمی توان کسی را به دلیل تکرار ازدواج موقت (مثلاً 5 بار در روز)، یا به دلیل واسطگی در چنین ازدواجهایی مجازات کرد.

بر اساس تخمین نیروی انتظامی، تعداد کارگران جنسی در سراسر میهن اسلامی حدود ششصد هزار نفر است، و واقعاً باید فکری به حال سازماندهی آنان می شد، و چه کسانی بهتر از روحانیان که رهبران دنیا و آخرت ایشان هستند؟
حالا که روحانیان والامقام و عالیرتبه و آیات عظام توانسته اند فرمولی پیدا کنند که وضعیت کارگران جنسی و واسطگی را از بی نظمی و بیسروسامانی نجات دهند، باید تکلیف آینده این کارگران نیز روشن شود. به یاد داشته باشیم که پولی که مشتریان این کالا می پردازند زیاد است و این بی دلیل نیست. مدت استفاده از کالای این کارگران محدود است و بعد از چند سال و آمدن کارگران جدید به بازار، خریداری نخواهند یافت، بنابراین این هم اکنون از وظایف ولی فقیه ودیگر روحانیان است که با ایجاد صندوقی در بیت المال مسلمین برای رفاه آینده این کارگران جنسی اقدام کنند.
بنده مطمئنم که می توان از درون قرآن و احادیث، آیات و روایاتی یافت که دال بر حمایت از کارگران جنسی از کار افتاده باشد.
من نمی گویم روحانیان از این درآمد به هیچ وجه بهره مند نشوند، به هر حال آنها هم زحمت می کشند و باید از نتیجه کار خود بهره ای گیرند، ولی تقسیم منافع باید کارگران جنسی را هم دربر بگیرد و شامل حال آنان و آینده آنان نیز بشود.
و من الله توفیق.

Advertisements

Read Full Post »


* «حق البُضع» یا کُسانه زنان اسلام حق مسلّم شرعی آیات عظام است!
* سایت صیغه خانه ابوالمکاره شیرازی مسدود شد، سایت صیغه منسوب به آیت الله العظمی سید محمد صادق روحانی همچنان مفتوح و آماده بیزنس است!

شب گذشته هنگام جستجوی فتاوای مشابه فتوای آیت الله ابوالمکاره شیرازی درباره «صیغۀ ساعتی» «به عنوان شغل»! متوجه شدم سایت/بلاگ ایمان ابراهیمی که سرپرستی سایت صیغه خانه ایشان را برعهده داشت تعطیل شده است! علت تعطیلی بیان نشده. کمی جست و جو نشان داد که معمولاً این گونه بیزنس ها بر اثر دعوا بر سر تقسیم عواید سرشار آن تعطیل می شود، ولی از این که عواید این سایت و سایتهای مشابه چگونه و میان چه کسانی تقسیم می شود، هنوز اطلاعی در دست نیست. در نوشتۀ قبلی خود این سوال را مطرح کرده بودم که «سهم امام» علیه السلام از این درآمد سرشار صرف چه می شود. ظاهراً همین سوال موجب اختلاف میان گردانندگان سایت و تعطیلی آن توسط دولت اسلامی – و در نتیجه منسی شدن «احکام نورانی اسلام» – شده است.
به هر حال، هنگام جستجو دریافتم که بنا به تخمین نیروی انتظامی ایران حدود 300 سایت اینترنتی در زمینه پیدا کردن مشتری برای صیغه های یک ساعته فعال اند که تقریباً به تعداد آیات عظام در سرتاسر میهن اسلامی است.
یکی از این سایتها که ظاهراً زیر نظر «حضرت آیت الله العظمی سید محمد صادق روحانی» اداره می شود، صیغه خانه ای است اینترنتی به نام «سایت صیغه ایرانیان»، که بر روی آن نوشته شده: «محتوی این سایت منطبق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد»، و نیز روایات و احادیث زیادی در باب «مستندات قانونی صیغه» در آن آمده است. مسؤولین سایت بین ساعات 2 تا 4 بعد از ظهر به مشتریان خود مشاوره هم می دهند.

مسئول این سایت خانمی است به نام یگانه. به گفته خانم یگانه، سایت در دو سال گذشته بیش از 100 بار مورد حمله «کفار» قرار گرفته، با این حال تلاش آنها برای اجرای احکام نورانی اسلام به صورتی پیگیر ادامه دارد: «همانگونه که بینندگانِ پیگیر مستحضرند قطع و وصل‌شدن‌های مداوم سایت ناشی از این مظلومیت و عناد با فقه شیعه‌ی جعفری بوده است که ما آن را نشان‌دهنده حقانیت فعالیت‌مان محسوب و به کوری چشم کافران در مسیر درستی که در آن گام نهاده‌ایم مصمم‌تر شده‌ایم.»
خانم یگانه از مسؤولان سایت با شبکه آفتاب مصاحبه ای انجام داده که بخش هایی از آن را در زیر نقل می کنم، اما قبل از آن به چند نکته زیر هم توجه کنید:

* خانم یگانه، مسئول ثبت نام سایت صیغه ایرانیان تأکید دارد چون فعالیت‌ این سایت شرعی است پس قانونی هم هست. او به مادۀ 28 قانون اساسی اشاره می‌کند: «هرکس حق دارد شغلی را که بدان مایل و مخالف اسلام، مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست برگزیند.»

* فعالیت سایت صیغه ایرانیان «به استناد اصل 12 و 28 قانون اساسی و مواد 1034، ‏‏1071 و 1075 قانون مدنی و ماده‌ی 21 قانون حمایت خانواده در موضوع وکالت نکاح منقطع کاملاً قانونی است.‏»
«بر اساس ماده 21 قانون حمایت از خانواده، نکاح موقت ‏تابع موازین شرعی و قانون مدنی و ثبت آن الزامی نیست. ماده 21 از جمله مواد جنجالی لایحه‌ی حمایت از خانواده است که از زمان طرح تا تصویب مخالفان و موافقان بسیاری تا اینکه سرانجام خانه ملت به ثبت ازدواج موقت در سه مورد باردار شدن زن، توافق طرفین، و طرح موضوع به عنوان شرط ضمن عقد رأی داد.»

* مدیریت سایت به عهده آقای فردین شمائی، کارشناس حقوق قضایی است.

* حق معارفه در این سایت بین 50 تا 200 هزار تومان است.

* آقای شمائی می گوید این مبلغ مناسب است، و به کسانی که از بالا بودن قیمت همخوابگی با خانم ها شاکی اند، چنین می گوید: «آقایانی که فکر می‌کنند مهریه‌ها بالاست و نعوذبالله آن‌ را با حرام خدا مقایسه می‌کنند اولاً از امنیت روانی، قانونی و حلالیت شرعی و همچنین بیماری‌های ایدز و هپاتیت که بگذریم این بانوان محترمه که عمدتاً به‌خاطر نیاز مالی و بعضاً عاطفی با اصول خدا، شارع و قانون صیغه می‌شوند کجا و نعوذبالله زنان مورد قیاس شما کجا و در مورد هزینه معرفی نیز هزینه‌های بسیار سنگین تبلیغات، تعمیر و نگهداری سایت و حقوق پرسنل سایت را محاسبه و لحاظ نمایید.»
منظور آقای شمائی از «زنان مورد قیاس» زنانی هستند که زیر نظر آیات عظام کار نمی کنند، و احتمالاً سر خیابانها و زیر تیر چراغ برق می ایستند، و از کارت ملی شان استفاده نمی کنند و حق البوقی به پااندازان. نمی پردازند.

و این است بخشی از سوال و جواب میان شبکه آفتاب و خانم یگانه:

شرایط ثبت نام در این سایت برای ازدواج موقت چیست؟
قبل از هر چیز باید شرایط خودتان را در یک پیامک توضیح دهید. مثلاً اگر دوشیزه باشید، اصلاً نمی‌توانید این کار را انجام دهید. من به دوشیزگان توصیه می‌کنم ازدواج دائم داشته باشند، چون ازدواج موقت تبعات روحی خاص خودش را از نظر خانوادگی و اجتماعی دارد. بانوان دیگر شرایط و ویژگی‌هایشان را در یک پیامک مطابق با دستورالعمل سایت (نام و نام خانوادگی و تأهل، سن و شهر و شغل، تلفن ثابت، ‏تاریخ و ساعت و دقیقه‌ی ‏واریز مبلغ) می‌فرستند. من آنها را به واحد هماهنگی ارجاع می‌دهم و آنجا تصمیم می‌گیرند که آنها را ثبت‌نام ‏بکنند یا نه. مشخصات این افراد با یک کد و نام مستعار در سایت منتشر می‌شود.

ولی من دیدم دخترهای 18 یا 19 ساله هم در این سایت ثبت نام کرده‌اند.
هر خانمی حتی 18 ساله‌ی غیر دوشیزه (البته با ارایه مدارک پزشکی) هم در این سایت‏ هستند و حتماً پدر و جد پدرشان متوفی است. آنها شرایط خاص خودشان را دارند. اگر مجرد باشند و سابقه‌ی ازدواج هم نداشته باشند می‌توانند، در این سایت ثبت نام کنند البته اگر مرجع تقلید آنها حضرت آیت الله‌العظمی سید محمد صادق روحانی باشد. متوجه هستید؟
(توضیح: معنی این حرف آن است که هر دوشیزیه ای باید بااجازه مرجع تقلید خودش و در سایت متعلق به آن مرجع تقلید ثبت نام کند.)
پس خانم‌های مجرد هم می‌توانند ثبت نام کنند؟
دختران مجرد با انجام این کار دچار صدمات روحی بسیاری می‌شوند و آینده‌شان‌ خراب می‌شود. مدیریت سایت خانم‌های دوشیزه را ثبت نام نمی‌کنند به‌ویژه اگر جوان باشند.

مهریه چگونه و براساس چه معیارهایی تعیین می‌شود؟
مهریه با توجه به شئونات خانم تعیین می‌شود، مانند مهریه‌ی ازدواج دائم… با توجه به شئونات خانوادگی تحصیلی و اخلاقی تعیین می‌شود.
(منظور از مهریه حق همخوابگی با «خانم» های سایت است، که اصطلاح فقهی آن «حق البضع» است. معنی حق البضع به زبان فارسی سره می شوذ «کُسانه» ( مثل روزانه یا شبانه و ماهانه که با افزودن «انه» از اسم قید یا صفت ساخته می شود) (و با عرض معذرت ولی این معنای دقیق آن کلمه است و به فتوای بزرگان اسلام در دین شرم و حیا نیست که فرموده اند لا حیا فی الدین!)

چه ضمانتی برای پرداخت آن وجود دارد؟
مهریه با نظارت سایت حتماً پرداخت می‌شود. شما مشخصات خودتان را می‌فرستید اگر مورد ازدواج دائم وجود داشت، به شما می‌گوییم.

یعنی شما برای معرفی افراد برای ازدواج دائم هم اقدام می‌کنید؟
البته در مورد ازدواج دائم ما هیچ تضمینی نمی‌کنیم. تحقیق با خود خانواده است.

مردهایی که به سایت مراجعه می‌کنند، واقعا چقدر قابل اطمینان هستند؟
ما بر اساس خوداظهاری گزینش و ارزیابی می‌کنیم. اگر من موردی را معرفی کردم شما خودتان اول تحقیق کنید. برای ازدواج موقت تکلیف مشخص است. یک ساعته یا یک ماهه، اما در مورد ازدواج دائم فرق می‌کند.

می‌گویند بیشتر کسانی که به این سایت‌ها مراجعه می‌کنند، مردان متأهل هستند.
نه اشتباه است، بیشتر مجرد هستند. افراد متأهل هم اگر خانم‌شان بیمار باشد یا در سفر بوده یا جدا از آنها زندگی کند به ما مراجعه می‌کنند.

شما چطور می‌فهمید که این مردان حقیقت را می‌گویند؟
الان من چطور با شما صحبت می‌کنم؟ همینطوری هم با اینها صحبت می‌کنم. اگر دروغ بگویند به خودشان مربوط است. صحت اظهارات با خود افراد است. اگر مردی زنش تومور مغزی دارد و روی ویلچر است، مجرد محسوب می‌شود. 90 درصد متقاضی‌های ما افراد مجرد هستند، نمی‌دانم این سوء‌تفاهم از کجا ناشی شده. اگر زنی بخواهد، می‌تواند مدارک پزشکی همسر مرد را ببیند تا مطمئن شود. اگر نتوانست جواب مثبت بگیرد، مسئولیت با خود آقاست. خانمی هم که نخواهد با فرد متأهل باشد، باید شرط بگذارد که من آقای متأهل را نمی‌پذیرم. شرط همسریابی را فرد می‌تواند مشخص کند، ما چیزی را تعیین نمی‌کنیم.

برای انجام صیغه‌ی یک‌ساعته شما اصل شناسنامه را هم می‌بینید یا فقط کارت ملی را می‌گیرید؟
داشتن اصل کارت ملی معتبر کفایت می‌کند.

سایت شما ‏برای تأمین مسکن مراجعه‌کنندگان هم کمک می‌کند؟
این بستگی به متقاضی دارد. اگر خانمی قید کرده نمی‌تواند جای مناسبی را فراهم کند باید آقا این کار را انجام دهد. در موارد یک‌ساعته تأمین مسکن با خانم است. در برخی موارد هم سایت کمک می‌کند تا امنیت لازم برقرار شود.

چگونه؟
یک زن از طرف سایت در محل عقد یک‌ساعته حضور دارد.

برای عقد یک‌ساعته هزینه‌ی مکان از طرف چه کسی پرداخت می‌شود؟
ببینید یک مهریه است که باید خود فرد بپردازد و یک هزینه‌ی معرفی است. سایت یک فیلتر ورودی است. حتی اگر این سایت دولتی بود باید هزینه‌هایی به آن پرداخت می‌شد تا هر آدم بی‌سروپایی اینجا ثبت نام نکند و هر کاری خواست نتواند انجام دهد. منتهی خود خانم اگر مسکن نداشته باشد، ما مسکن را معرفی می‌کنیم. البته مسکن مال ما نیست. مال فرد مورد اطمینان ماست.

هزینه یک‌ساعته‌ی این مکان چقدر است؟
الان برای یک ساعت باید 30 هزار تومان از طرف خانم پرداخت شود، رقم سنگینی نیست.

در سایت گفته شده خانه‌ها برای عقد یک ساعته در غرب تهران و کرج واقع است، درست است؟
(مکث) خب… در این مورد با توجه به شرایط افراد مکان را معرفی می‌کنیم. این مراحل بعدی است.

در فضای مجازی تعداد زیادی سایت و وبلاگ همسریابی و صیغه وجود دارد. چطور باید به سایت شما اعتماد کرد؟
من در مورد سایت‌های دیگر هیچ آشنایی ندارم، بنابراین حرفی هم نمی‌زنم. دو سال است که سایت ما فعالیت می‌کند. این سایت معتبر بوده و در ستاد ساماندهی وب‌سایت‌ها ثبت است. البته می‌دانید که نه‌تنها به سایت ما، بلکه به هیچ سایتی مجوز داده نشده است اما باید این را هم بدانید که چون این مسئله خلاف شرع نیست، خلاف قانون هم محسوب نمی‌شود. از من می‌شنوید، خودتان باید به عنوان خانم از خودتان مواظب کنید. اگر توجه کنید بیشتر این صفحه‌ها وبلاگ هستند، سایت نیستند که بتوانید اطمینان کنید. ما به دختران جوان توصیه می‌کنیم در هیچ وبلاگی ثبت نام نکنند. در مورد این سایت هم می‌توانید از ستاد ساماندهی وب‌سایت‌ها پیگیری کنید. می‌توانید حتی از طریق پلیس فتا هویت ما را بررسی کنید.

بنابراین می‌توان به شما اطمینان کامل کرد؟
من خانمی را می‌شناسم که ازدواج موقت کرده، باردار شده و کورتاژ کرده است. شما آخر کار را هم ببینید. شما هر کجا زنگ بزنید فوری ثبت نام می‌کنند. اما من به دختران مجرد هشدار می‌دهم. یک خانمی که بیوه و مطلقه است و بچه دارد، چندان مشکلی ندارد. افرادی که سنشان کم است و دوشیزه هستند مشکل دارند. افراد می‌توانند کار در منزل انجام دهند. به نظر من این روش بهتر است تا این راه‌ها.

ضمانت افراد از لحاظ بیماری‌های مقاربتی چگونه است.
ببنید ما آنها را می‌فرستیم دکتر برای ما مدرک بیاورند. موارد ماهانه با یک‌ساعته فرق دارند. احتمال بیماری در موردهای یک ساعته با توجه به دستورالعمل سایت وجود ندارد. ما یک سری شرایط گذاشتیم که خانم‌ها باید رعایت کنند. اگر کسی رعایت نکرد، مسئولیتش با خودش است. اما برای ماهانه محدودیتی وجود ندارد. ولی برای یک ساعته محدودیت وجود دارد. احتمال هر چیزی هست. ما کسی را هم تحریک و تشویق نمی‌کنیم و همه‌ی احتمالات را خود فرد باید در نظر بگیرد. من آنچه شرط بلاغت بود با ‏تو گفتم؛ تو خواه پند گیر خواه ملال.‏

چند سوال، توضیح و اشاره:
* آیا این خانه هایی که سایت صیغه ایرانیان مالک آنهاست و در غرب تهران حوالی کرج قرار دارد، با خانه هایی که سالها پیش توسط آیت الله العظمی منتظری مقدم امام جمعه کرج برای همین منظور مورد استفاده قرار می گرفت یکی است؟
* سالها پیش قرار بود دختر امام خمینی سرپرستی صیغه خانه ها را برعهده بگیرد، اینک که مجالی برای اجرای احکام نورانی اسلام فراهم شده، چرا مجدداً از ایشان برای سرپرستی صیغه خانه ها دعوت به عمل نمی آید؟
* اگر خانواده امام درگذشته مورد غصب امام حاضر است، چرا از یکی از صبیه های آقای خامنه ای – یا حتی صبیه آقای حداد عادل همسر یکی از آقازاده های خامنه ای – برای سرپرستی این کار دعوت نمی شود؟ تا لااقل بدانیم که کار دست کاردان است و ولایت مطلقه فقیه بر آن نظارت دارد؟
* آیا 20 درصدی که سایت صیغه ایرانیان از بانوان شاغل دریافت می کند، بر اساس قاعده خمس است، که سهم جد بزرگوار ما از غزوات بود؟ اگر جز این است این درصد چگونه محاسبه شده و درآمد سرشار آن به جیب چه کسانی می رود؟
* آیا خانم هایی که برای این سایت و سایتهای مشابه کار می کنند، از نوعی بیمه بیکاری یا ناتوانی یا پیری و ازکار افتادگی برخوردارند؟ اگر نه چرا خمسی که از آنان گرفته می شود دراین راه سرمایه گذاری نمی شود؟

Read Full Post »


مسعود بنی صدر از اعضای سابق و ارشد سازمان مجاهدین خلق که در سال 1996 از این سازمان جدا شده، در گفتگویی با آدام فورست به روابط درونی سازمانهای تروریستی و کالت (cult) هایی چون مجاهدین و داعش پرداخته و مطالبی را درباره چگونگی مقابله با آنان عنوان کرده که بسیار قابل توجه است. شاید خواندن این گفت و شنود در کنار مقاله ای که چند روز پیش از روگلاسکی استاد روانشناسی دانشگاه مریلند درهمین بلاگ منتشر کردم، درک بهتری از اینگونه سازمانها و چرایی پیوستن جوانان مسلمان به آنها به دست دهد.

آدام فورست، نویسنده مقاله ابتدا به معرفی مسعود بنی صدر پرداخته:
مسعود بنی صدر در سال 1979 دانشجوی جوانی بود که در رشتۀ ریاضیات در دانشگاه نیوکاسل تحصیل می کرد، و هر شب در اخبار شاهد انقلاب در میهنش ایران بود. می خواست بعد از سقوط شاهی که از سوی غرب حمایت می شد، نقشی در جامعه اش ایفا کند، پس به مجاهدین خلق پیوست که سازمانی مارکسیست اسلامی بود.
ولی دو سالی بعد از انقلاب، سازمان مجاهدین به مقابله با رژیم دینی آیت الله خمینی برخاست و تبدیل به دشمن ایران جدید شد. به زودی بمبگذاریهای انتحاری و ترور های سازمان مجاهدین آغاز شد. در سال 1981 هزاران عضو سازمان مجاهدین به تبعید رفتند و در سال 1986 یک سازمان بسته ای در عراق ایجاد کردند که توسط مسعود و مریم رجوی رهبری می شد.
مسعود بنی صدر مسؤول روابط عمومی و تبلیغات مجاهدین شد و دائماً میان اردوگاه اشرف در عراق، ژنو، و واشنگتن در حرکت بود تا پشتیبانی سیاستمداران را به سوی مجاهدین جلب کند. وی سرانجام در سال 1996 از مجاهدین جدا شد و خود را پنهان کرد. وی اکنون در انگلستان زندگی می کند.
ایالات متحده در سال 2012 سازمان مجاهدین را از لیست سازمانهای تروریستی خارج کرد، اما بنی صدر همچنان این سازمان را یک «کالت» (= گروه دینی یا آئینی بسته ای که بر اساس منویات خاص معدودی اداره می شود) فناتیک می داند که تحت رهبری رجوی ها فعالیت می کند. بنی صدر می گوید هر سازمان تروریستی یا «کالت» است یا برای باقی ماندن چاره ای جز تبدیل شدن به کالت ندارد.
من با بنی صدر درباره قدرت کالت ها و اینکه چگونه می توان آسیب پذیر بودن مردان جوان غربی را که به دولت اسلامی (داعش) یا گروههای افراطی دیگر می پیوندند درک کرد.

این است متن مصاحبه ادام فورست با مسعود بنی صدر:

شما زمانی از اعضای ارشد سازمان مجاهدین خلق بودید. چرا حالا فکر می کنید که آن سازمان یک کالت است؟
فرهمندی رهبر گروه رجوی؛ نظرات سیاه و سفیدی که بر اعضا تحمیل می شد؛ قطع ارتباط اعضا با خانواده هایشان؛ از دست دادن شخصیت فردی اعضا؛ دستکاری در فکر اعضا [شاخصه های اصلی کالت بودن مجاهدین است] .در اردوگاه اشرف درعراق برای روزها گفتگو در این زمینه ها [میان اعضا ] ادامه داشت. به یاددارم از ما خواسته شد که در یک ستون روی تخته شخصیت سابق خود و در ستون دیگر شخصیت جدید خودمان را بنویسیم. من مردی را به یاد می آورم که گفت «برادر من برای سفارت ایران در لندن کار می کند. من قبلاً او را به عنوان برادرم دوست داشتم. اکنون از او به عنوان دشمنم نفرت دارم. من آماده ام اگر لازم باشد همین فردا او را بکشم»، و همه برایش کف زدند.

شما چگونه خشونت را توجیه می کردید؟
من خوشبخت بودم که در خسونتها نقشی نداشتم. اما همه اعضای گروه پذیرفتند که بمبگذاریهای انتحاری و کشتن ها در ایران عملی انقلابی است. مغز شویی شده بودیم. و بعد، من به عنوان نماینده رسمی، آن را به عنوان تنها راه برای دفاع ازخودمان توجیه می کردم و توضیح می دادم. من شخص خوبی بودم، با رفتاری پاکیزه و می توانستم خیلی عاقلانه با سیاستمداران بحث کنم. من فروشنده خوبی بودم.

چرا اعضای سازمان مجاهدین زنانشان را طلاق دادند؟
در سال 1990 رجوی گفت همه اعضا باید همسرانشان را طلاق گویند. زن من قبلاً از گروه خارج شده بود. همه اعضا پذیرفتند. این حکم شامل همه بود به جز مریم زن رهبر. (توضیح مترجم: حضرت محمد هم تعداد زنان هر کس را به 4 محدود کرد، اما خودشان از این حکم استثنا بودند.) ظرف یک روز همه مجرد شدند.
(مجرد یا CELIBACY به معنایی که از قرن چهارم در کلیسای کاتولیکی رایج شد، و مترادف بود با وقف روحانی به خدمت به خدا بدون توجه به علائق زمینی چون عشق و سکس و ازدواج و جز آن)
کسی درباره سکس در دنیای دیگر پرسید (که در قرآن وعده داده شده)، رجوی گفت من ترفند شما را می دانم، شما می خواهید با فکر به دنیای دیگر خود را ارضا کنید، اما نه، شما بایدآماده باشید و سکس را فراموش کنید، همسرانتان را فراموش کنید، عشق را فراموش کنید.»

بدون سکس؟
و بدون فکر جنسی. نظر بر این بود که ما در حال جنگ و باز پس گرفتن ایران هستیم، بنابراین نمی توانستیم تا زمانی که پیروز نشده ایم خانواده داشته باشیم. این بهانه ای بود که در خارج از سازمان شنیده می شد. ولی در داخل سازمان به ما گفته شد که داشتن همسر سدّی میان ما و رهبری است. به ما دستور داده شد روح و فکر خودمان را به رجوی و همسرش تسلیم کنیم.

چگونه توانستید از این سازمان خارج شوید؟
آنچه مرا نجات داد دیدن دخترم بود. در سال 1996 برای ترتیب دادن ملاقاتهایی به لندن آمدم. بعد از سالهای زیاد دخترم را دیدم. من کاملاً پدر بودن خودم و مسعود قدیمی را فراموش کرده بودم. من فقط مسعودی بودم که عضو سازمان مجاهدین بود. مسعود قدیمی می خواست دختر را بغل کند، اما اعضای گروه مجبور به رعایت مقررات سختی هستند که اینگونه مناسبات بین زن و مرد در آن قدغن است. من خوش شانس بودم که دچار کمر درد بدی شدم و اجازه یافتم برای درمان به بیمارستان بروم. در آن دو هفته که دور و بر مردم عادی بودم و خانواده های عادی را می دیدم، احساسات من درباره خانواده ام دوباره زنده شد و نهایتاً تصمیم گرفتم از گروه خارج شوم.

کجا رفتید؟
باید برای مدتی فرار می کردم. یاد گرفتم که چگونه خودم را در اطراف بریتانیا پنهان کنم تا بالاخره سازمان از من دست بشوید.
به نظر شما چه نوع آسیب پذیری جوانان را در پیوستن به گروههای افراطی تشویق می کند؟
تروریسم مثل ویروس است. از نقاظ ضعف برای حمله استفاده می کند. شخصیت و فردیت ما را می کشد، مثل کالت. من فکر می کنم این آسیب پذیری ناشی از سه چیز است: اول وجود بیعدالتی در جهان؛ جوانان مسلمان بیعدالتی را می بینند، خشمگین می شوند و می خواهند کاری انجام دهند. دوم، به یک ایدئولوژی قدرتمندی برخورد می کنند، مثل ایدئولوژی وهابی که نمایی سیاه و سفید از جهان عرضه می کند و تفسیر بسیار باریکی از جهاد به عنوان راه حل به جوانان ارائه می دهد. ولی این هر دو برای تروریست یا مبارز کردن و انتحار شخص کافی نیست. مرحلۀ سومی مورد نیاز است و آن دستکاری در اندیشه ایشان است، که شخصیت آدمها را می دزدد، آنها را از خانواده و جامعه جدا می کند، و هویت آنها را کاملاً با گروه و کالت یکی می کند.

بنابراین ایده های رادیکال برای پیوستن به مثلاً دولت اسلامی و مبارزه برای آنها کافی نیست؟
اگر شما جوانی مسلمان باشید و احساس کنید کسی نیستید، برایتان جذاب خواهد بود که بشنوید با بازگشت به دوران پیامر اسلام دوباره قدرت می یابید و احساس افتخار می کنید. چنین چیزی می تواند شما را به افراط بگرایاند، یا حتی شما را آماده خشونت کند – ولی – تا وقتی که ارتباط شما را کاملاً با خانواده و ارزشهای اجتماعی که با آن بار آمده اید قطع نکند – آماده شهادت یا مبارز دائمی نمی شوید. این کار، قطع ارتباط با خانواده و ارزشهای اجتماع، نیاز به دستکاری در فکر (و وجدان) شما دارد که بخشی از فعالیت تخریبی کالت است.

دولت اسلامی کجای قرار می گیرد؟ آیا شما آن را کالت میدانید یا یک سازمان تروریستی هم هست؟
علائم لازمه کالت بودن را دارد. ابوبکر بغدادی رهبری فرهمند است و آرزوهای بیحد و مرز دارد. به عنوان رهبر همه مسلمانان معرفی می شود، به عنوان خلیفه. رهبران عادی دنبال قدرت سیاسی هستند. رهبران کالت خواهان چیزی بیش از اداره یک شهر یا کشور هستند، آنها می خواهند بر تاریخ حکم برانند. آنها می خواهند ساختار بشریت را تغییر دهند. آنها برای مدتی خود را دولت اسلامی عراق و شام (داعش) می خواندند. آنها می خواهند عراق و لبنان و سوریه و اردن و اسرائیل را کنترل کنند. اکنون خود را دولت اسلامی میخوانند. آنها می خواهند هرچه را روزگاری بخشی از امپراتوری اسلامی می دانستند، از اسپانیا و پرتغال و شمال آفریقا و هند و بخشی از چین و روسیه را در کنترل خود درآورند. آنها همه جهان را می خواهند که همه را مسلمان کنند. این یک رهبری معمولی نیست، این چیزی است که به کالت شدن می انجامد. هیچ محدودیت سیاسی برای ساختن با آنها وجود ندارد.

توصیه شما به والدین بریتانیایی برای فرزندانشان در عراق یا سوریه می جنگند چیست؟
(مقابله با آنان) خیلی سخت و ظریف است. اگر پدر و مادر چیزی در انتقاد یا علیه اظهارات افراطی یا سازمانی چون دولت اسلامی بگوید، آنگاه ذهن فرزندانشان حالت دفاعی به خود می گیرد. در این شرایط بحث عاقلانه خیلی مشکل است. بنابراین اگر پدر و مادری با فرزندش ارتباط دارد، نباید سعی کنددرباره سیاست یا مذهب با او حرف بزند. آنها باید فقط مهربانی و عشق خود را به فرزندشان عرضه کنند. این نقطه ضعف اعضای سازمانها و کالت های افراطی است. احساس به راحتی نمی میرد، حتی وقتی که شخصیت آدمها عوض می شود. بنابراین پدر و مادرها باید اجازه دهند آنها بدانند که همواره در انتظارشان هستند. باید راه بازگشت آنها به خانواده و عشق خانواده به آنها باز باشد، چیزی که هیچ ربطی به ایدئولوژی ندارد. عشق بدون شرط ذهن های بسته را باز می کند، ذهن هایی که دستکاری در آنها صورت گرفته.

Read Full Post »


اری دبلیو. کروگلاسکی استاد روانشناسی دانشگاه مریلند و محقق ارشد مرکز ملی «مطالعات تروریسم و واکنش به تروریسم» (موسوم به استارت START) در پردیس همین دانشگاه در کالج پارک است. آقای کروگلاسکی که قبلاً ویراستار مجله روانشناسی اجتماعی و شخصیتی بوده، و هم اکنون ریاست «جامعه مطالعه درباره انگیزه ها» را برعهده دارد، مقاله ای در خبرگزاری رویترز منتشر کرده با عنوان «(انگیزۀ) پیوستن به دولت (موسوم به) اسلامی«سکس و تهاجم» است، نه مذهب.» (اصل مطلب را در این جا ببینید)
ابتدا ترجمه متن کامل این نظریه جالب توجه را در زیر بخوانید:

«خیلی‌راحت است که افراطی گری مردان جوان – و برخی‌ زنان – را با مذهب توجیه کرد. اما بهترین ابزار برای فهم و توضیح این افراط گرایی، و چگونگی بازگشت از آن روانشناسی ست، نه الهیات.
جاذبه دولت اسلامی برای اشخاص در چیزی است که روانشناسی آن را «حسّ تشخّص» می نامد، که به طور هوشمندانه ای از آن در تبلیغات گروههای افراطی نظامی گرا استفاده می شود: اهمیت داشتن، مورد احترام بودن، در چشم خود ودیگران کسی بودن، خواست هر کسی است.
(حس تشخیص را معادل personal significance گذاشته ام. معادل بهتری برای آن نیافتم، دسترسی به فرهنگ اصطلاحات روانشناسی هم ندارم. شاید یک روان شناس معادل بهتری برای آن ارائه دهد. اما به نظرم می آید ترکیب حسُ تشخص بیان کننده منویات نویسنده در این مقاله است.)
حسّ تشخص در هر کسی ممکن است به دلایل مختلف از میان برود، از جمله بر اثر شکست شخصی، یا بدنامی ناشی از تخطی از هنجارهای جامعه. ما موقع بررسی سابقۀ زنان بمبگذار انتحاری در اسرائیل متوجه این موضوع شدیم. شوهر اولین زن بمبگذار انتحاری دردرگیریهای اسرائیل با فلسطینیان، او را به دلیل نازایی طلاق داده بود. زن دیگری که اقدام به بمبگذاری انتحاری کرده بود، قیافه اش بر اثر حریق از شکل افتاده بود. وی به دلیل برقراری رابطه نامشروع، توسط خانواده اش به آتش کشیده شده بود. این زنان که از بدنامی شخصی رنج می بردند و داوطلب ماموریت انتحاری علیه اسرائیلی ها شده بودند.
از دست دادن «حسّ تشخّص» ممکن است بر اثر ناامیدی از شرایط اقتصادی هم روی دهد، یا بر اثر بی اعتباری و تبعیض، که بسیاری از مهاجران آنها را تجربه می کنند، یا جریحه دار شدن احساس برادران مذهبی در گوشه و کنار جهان.
افراط گرایان ایدئولوژیک – مانند رهبران گروه (موسوم به دولت اسلامی) – آگاهانه با به کار گرفتن مشکلات جمعی و احساس قربانی بودن مسلمانان در جهان برای جذب جهادی های بالقوه استفاده می کنند.
در سال 1997، اسامه بن لادن در مصاحبه با سی. ان. ان. با فریاد گفت: «یادِ ایالات متحده، قبل از هر چیز، بچه های معصوم قطعه قطعه شده که سر و دستهایشان قطع شده را به ما یادآوری می کند.» یحیی اللبیبی رهبر ارشد دیگر القاعده خشم و عصبانیت خود را این طور بیان کرد: «… جهاد در الجزیره… امید شماست… از جهنم حکومت رژیمهای غیرعادلانه که زندانهایشان پر است از جوانان و بچه های شما، و حتی زنان.»
دست آویختن به هویت لگدمال شده افراد، و ترکیب آن با تشریح خفتهای گروهی، اثری غریزی عمیقی دارد، که مسیر اشخاص را عوض می کند، اشخاصی که به نظر می رسد در غیر این صورت، می توانستند آینده شخصی درخشانی داشته باشند.
بر اساس گزارشها، ناصر مثنی، ۲۰ ساله، که داوطلبانه به داعش پیوسته، از چهار دانشکده پزشکی پذیرش تحصیلی داشته. یا محمد حامدالرحمان که ماه اوت در سوریه کشته شد در بندر پورتمورث انگلستان در شرکت «پریمارک» کار می کرد، پدرش هم صاحب یک رستوران بود، ولی آینده مطمئنی هم که در انتظارش بود، نتوانست درد عمیق او را از خفتی که جامعه مسلمانان با آن روبروست درمان کند.
ایدئولوژی های افراطی در این گونه شرایط موثرند، زیرا مسکنی سریع در جبران از دست رفتن حس تشخص و اطمینان از بازیابی آن است، که با استفاده از غرایز ذاتی انسانی برای تهاجم و سکس انجام می گیرد.
سکس را در نظر بگیرید که از عوامل تشخص فردی، و از راههای ابدی ساختن نام در آینده است. دولت (موسوم به) اسلامی به صورتی استراتژیک از این عامل به عنوان پاداشی برای خشونت استفاده می کند.
این گروه شبه نظامی مراکز ازدواجی فراهم کرده که زنان با ثبت نام درآن، خواهان ازدواج با مبارزان می شوند. زنان و دختران اسیر عراقی مجبور به بردگی جنسی در فاحشه خانه هایی می شوند که توسط زنان جهادی اداره می شود. تجاوز جنسی به غیر معتقدان مشروع تلقی می شود، و فتاوای «جهاد جنسی» خشونت علیه زنان را تشویق می کند. وبالاخره شهادت ملازم با کسب لذت جنسی در بهشت می شود.
فهم جذایبت افراط گرایی دولت (موسوم به) اسلامی، به منظور انکشاف روانشناسی، و نیز یافتن راهی به قصد مقابلۀ مناسب با آن جذابیت ضروری است. برای مثال، تقاضا برای میانه روی در زندگی و مبارزه ای صبورانه برای پیروزی بر قلب و مغز جهادی ها نامناسب است. به جای آن باید با فریبایی و افسونگری جهاد، توسط بدیلی مشابه مقابله شود. با فرهمندی ( =کاریزمای) شهادت، باید با با نوع دیگری از فرهمندی مقابله شود. باید تغییر مسیر جذابیتهای بدوی مد نظر قرار گیرد. و با مطرح کردن نوع دیگری از روانشناسی علیه خشونت دشمن، با دولت اسلامی مقابله شود.
برای مثال، ممکن است مردان جوان آسیب پذیر در مقابل جذابیت ایدئولوژی افراطی، تشویق به مبارزه برای مذهبشان شوند، و به عنوانِ پاداشِ شکست دادن «شیاطینی که مذهبشان را تهدید می کنند»، قول جایگاهی در تاریخ به آنان داده شود.
شبکه های اجتماعی باید در مقابل شیطان بایستند، شجاعت مورد نیاز برای خطرپذیری «شکست بَدان» را تشویق کنند. این پیام نباید به صورتی محو بیان شود، بلکه باید روشن، آشکار و محکم گفته شود.
اقدامات دلالتی و وکالتی علیه دولت (موسوم به) اسلامی کافی نیست، باید به مقابله ای جدی و پرشور با آنان پرداخت.»

یک نکته:
– به نظرم نویسنده مقاله نکات بسیار مهمی را در این نظریه بیان کرده است، اما از نوشته شان بر نمی آید که با نظریه حکومتی در اسلام آشنایی داشته باشد. و به نظرم تقلیل دادن اسلام به یک مذهب سدی ایجاد می کند، در راه مقابله باافراطگرایانی که با مستمسک قرار دادن «اسلام» در منطقه وسیعی از افغانستان و ایران گرفته تا عراق و سوریه و حتی ترکیه، نیرو گرفته اند.
بسیاری از رهبران مذهبی – ازجمله آیت الله خمینی، ملا عمر افغانی، ابوبکر بغدادی و… – معتقدند که اسلام قبل از این که «دین» باشد، «حکومت» و «روش زندگی» است، و آنها به واسطۀ حقانیتی که از سوی خدا کسب کرده اند، رئیس چنین دولتی هستند، و نیز این که برای رسیدن به حکومت و حفظ آن هر کاری مجاز است.
آیت الله خمینی گفته بود که «ولی امر نه تنها بر اموال و نفوس مردم حق تصرف بالاستقلال داردبلکه احکام و دستورات او بر فرامین الهی همچون نماز، روزه، حج، و زکات برتر می باشد.» (نقل از «معمای لاینحل: جمهوری اسلامی و ولایت فقیه»، نوشته دکتر مهدی حائری یزدی، ماهنامّۀ پر، شمارۀ 98، اسفند 1372).
آیت الله راستی کاشانی نیز در روزنامه رسالت (مورخ 28 دی 1368) نوشتند که «در سال 58 حضرت امام در پاسخ سؤال برادران سازمان سابق مجاهدین انقلاب اسلامی دربارۀ حدود و اختیارات ولی فقیه فرموده بودند که «حدود آن همان حدود اختیارات خداوند تبارک و تعالی است.»
سوال این است که اگر شخصی بر روی زمین حدود اختیاراتش همان حدود اختیارات خداوند تبارک و تعالی باشد، و پیروانش آن را پذیرفته باشند و به آن عمل کنند، چگونه می توان از طریق روانشناسی با آنان مقابله کرد. جامعه متمدن جهان با کسانی روبروست که الهیاتشان عین جنایتشان است، مقابله با آنان بوسیله روانشناسی چگونه ممکن است؟
این موضوع را باید در مطالعاتی که قرار است به منظور انکشاف روانشناسی به قصد مقابله با افراط گرایان اسلامی انجام شود، مد نظر قرار داد، بدون آن بعید است توفیقی حاصل شود.
البته توجه دارید که ظرف قریب به چهل سال اخیر، به میزان زیادی از وحشیگری های داعش های وطنی – از آیت الله خمینی گرفته تا فهیم کرمانی و طاهری و جنتی و موسوی تبریزی و خلخالی و…، تا کوچک ابدال های آنان چون آیت الله خامنه ای، و ابوالمکارم شیرازی کاسته شده است و اینان و بازماندگانشان فعلاً سرگرم درآمدهای حلال روزانه خویش اند….
برخی معتقدند این نوع توحش که با معرفی اسلام آیت الله خمینی اوج گرفت، دوران افول خود را سپری می کند. ظاهراً این امر درمورد ایران صحت دارد، اما آیا افول این نوع اسلام در کشورهای دیگر منطقه هم مشاهده می شود؟ شواهد جز این حکم می کند.

Read Full Post »


حدود چهل سال پیش در ایام نوجوانی، هنگام خواندن کتاب جیمز موریه با عنوان سرگذشت حاجی بابای اصفهانی، که توسط میرزا حبیب اصفهانی به فارسی ترجمه شده بود، وقتی به داستانی برخوردم که امام جمعه تهران در زمان فتحعلیشاه در ضمن امامت یکی دو «نجیب خانه» هم داشته است، پیش خود فکر کردم «این انگلیسا» چه حرفهایی که از خودشان در نمی آورند و چه تهمتها که نمی زنند. خوب بچه بودم و نادان و هنوز نظام مقدس جمهوری اسلامی جایگزین طاغوت نشده بود.
باری انقلاب اسلامی دررسید و در آغاز دوران جوانی من بر تخت سلطنت نشست. هنوز ده دوازده سالی نگذشته بود که خود روزنامه های بلاد ایران نوشتند که آیت الله هادی منتظری مقدم، امام جمعه یا رئیس دادگاه اسلامی کرج و نماینده ولی فقیه در آن سامان، دختران فراری ساکن «خانه های سبز» کرج را ساعتی اجاره می داده و از قِبَل آنان ثروت حلال می اندوخته است، که از حدیث شریف امیرالموئمنین علی(ع) نقل شده است که «لحمک لحمی و دمک دمی». با فاش شدن ماجرا، حضرت آیت الله منتظری مقدم خانه نشین شد تا به فرمان ولی فقیه به امر تحقیق بپردازد. و به تدریج آشکار شد که شعار صدر انقلاب اسلامی که «ایران را سراسر با منطق مسلمان می کنیم!» (که یعنی ایرانیان قبل از انقلاب اسلامی مسلمان نبوده اند) تبدیل شد به عمل محوری «ایران را سراسر فاحشه خانه می کنیم!» که بحمدالله در آن توفیق حاصل شده و بنا بر گزارشهای منابع جمهوری اسلامی، سن فحشا به زیر 14 سال رسیده و فاحشه های ایرانی نه فقط در عاصمة البلاد اسلام، بلکه در بلاد اطراف خلیج فارس هم ضمن صدور انقلاب شکوهمند اسلامی، به رقابت با بانوان ویژه اوکراین و روسیه پرداخته اند، و بنا به قولی سالانه چند صد میلیون دلار از این راه به خانواده هایشان در داخل کشور یاری می رسانند. خدا خیرشان بدهد که در این اوضاع بد اقتصادی، لااقل لقمه نانی به خانواده شان می رسانند.
اما امشب کسی از ایران لینکی برایم فرستاد که بر اساس آن آیت الله مکارم شیرازی – کثرّ الله امثالهم – در داخل ایران برای خانمهای مطلقه و بیوه و بی سرپرست – اعم از به قول فقها: کارآمد و یائسه – کار ایجاد کرده و کارگزارانش با نام مستعار «ایمان ابراهیمی» آنها را ساعتی اجاره می دهد، البته به شرط آن که دخول – نه از قُبُل و نه از دُبُر – صورت نگیرد! ابتدا نگاهی بیاندازید به این سایت (اینجا کلیک کنید)
(الان، روز شنبه 25 اکتبر ساعت 10 شب به وقت واشنگتن که برای برداشتنمطلبی دیگر به این سایت رفتم، دیدم که این سایت/بلاگ توسط نظام مقدس از روی اینترنت حذف شده، ولی هیچ دلیلی برای آن ارائه نشده است. لابد در پرداخت «سهم امام» تاخیری روی داده، بعد از دریافت آن، دوباره به راه خواهد افتاد. مشتریان صیغۀ یک ساعته نگران نباشند، و اگر عجله دارند یا به سایتهای مشابه یا به یکی از «منزل» های آیت الله العظمی یزدی رئیس سابق قوه قضاییه مراجعه کنند).
***
همان طور که ملاحظه کردید در این سایت برادران «قوّاد» همه شرایط رابا ذکر جزئیات از نوع دخول گرفته تا سکس دهانی مرد و زن درحالتهای مختلف، بهای هر بار همخوابگی (ساعتی، ماهانه، و چند ماهه)، مدت همخوابگی، بوی بد دهان و زهار، محل ملاقات، یائسگی میزبان، دخول بدون اجازه، پایین نکشیدن شورت توسط خانم، رسیدگی به تخلفات، تأدیب های قانونی، و….. آمده و خلاصه هیچ چیز ناگفته نمانده و چند بار بر متکی بودن این بیزنس بر اسلام و قرآن و ائمه تاکید شده، اما با این که در ابتدای سایت فتاوی حضرت آیت الله فی الارضین مکارم شیرازی آمده که حکم بر حلیّت عقد یک ساعته داده اند، اما هیچ ذکری از «سهم امام» علیه السلام به میان نیامده است، و روشن نیست حضرت آیت الله مکارم شیرازی سهم امام را صرف چه می کنند، آیا شهریه طلاب حوزه دینی ازجمله از همین راه فراهم می شود؟
در ایام جوانی ما شهرداری تهران قانونی وضع کرده بود که هر کس را در خیابان هنگام ادرار کردن می گرفتند، دو تومان جریمه نقدی می کردند. یکی از متخلفان پرسیده بود این جریمه ها صرف چه می شود، پاسخ شنیده بود صرف آبادانی کشور. پس گفته بود: خدایا ما چقدر باید بشاشیم تا این مملکت آباد شود.
حالا حکایت نظام مقدس جمهوری اسلامی است، چقدر باید مومنین و مومنات نظام مقدس ساک بزنند تا «احکام نورانی اسلام» جاری شود؟ و چقدر باید روحانیان نظام مقدس اسلامی زحمت بکشند تا از سهم امام، طلاب علوم دینی را «بزرگ» کنند؟ واقعاً هم جای آقا مصطفی خمینی خالی است و هم باید دید عاقبت این طلاب و این دین و احکام نورانی اش چه می شود؟!
ای کاش آیت الله خمینی زنده مانده بود و عاقبت نظامی را که پی افکنده می دید.

محض تیمن و تبرک چند نمونه از آگهی ها را به همراه یادداشت مدیر سایت (سر قوّاد) را می آورم. در ضمن یادآوری می کنم که سایت آیت الله مکارم شیرازی با اشاره به این که: «اهل بیت علیهم السلام فرمودند «لا حیاء فی الدین» یعنی در بیان مسائل دینی، حیا جایز نیست»؛ «در راستای روشنگری احکام نورانی اسلام» از هرگونه شرم و حیا چشم پوشیده اند:
*
کد V54 جدید – فعال
استان محل سکونت: تهران
سن 28 ساله – عقد یک ساعته (ارضاء جنسی) بدون هر نوع دخول
قد 165
وزن64
مهریه :ساعتی 90 هزارتومان با شرط عدم هرگونه دخول (به خاطر تعلق نگرفتن عده.)
وضعيت تاهل : مطلقه
وضعيت مسکن: جا می توانم تامین کنم (سمت غرب تهران)
مشخصات: زیبایی چهره خوب و خوش سیما- با نشاط و گرم – فیزیک متناسب و باربی – رنگ پوست سفید-مهربان- سالم –
آقایان زیر 25 سال و بالای 50 سال را پذیرش نمی کنم. از پذیرش افرادی که دهانشان بدبو باشد معذورم. قبل از مراجعه استحمام و نظافت بفرمایید و معطر تشریف بیاورید.
هزینه معرفی: 110 هزار تومان
*
کد B56 جدید – فعال
استان محل سکونت: تهران
سن 29 ساله – عقد یک ساعته (ارضاء جنسی) بدون هر نوع دخول
قد 174
وزن83
مهریه :ساعتی 90 هزارتومان با شرط عدم هرگونه دخول (به خاطر تعلق نگرفتن عده)
وضعيت تاهل : مطلقه
وضعيت مسکن: جا می توانم تامین کنم (سمت شرق تهران)
مشخصات: زیبایی چهره خوب-با نشاط و گرم و شیطون – درشت اندام قدری تپل – رنگ پوست سفید سفید-مهربان- سالم –
آقایان زیر 25 سال و بالای 55 سال را پذیرش نمی کنم.
هزینه معرفی: 120 هزار تومان
*
کد K01فعال
استان محل سکونت: تهران
سن: ۵۰ساله – یائسه
قد : 160
وزن : 80
مهریه : 70 تومان برای یکساعت
وضعیت تاهل: مطلقه
جا و مکان : دارد
کارت یائسگی و سلامت : دارد
توضیحات:پوست سفید- آرام متین و مهربان- جذاب دوست داشتنی- چهره شاداب و خوب- سالم و سرحال – شاد – به هیچ وجه درخواست روابط نامتعارف زناشویی نفرمائید

* پیام مدیر سایت: خانم KH51 و T51 و m57 و H58 و W51 و B56 و A54 و V54 و M55 به صورت ساعتی مشغول به کار هستند و اگر کسی به ایشان پیشنهاد دخول بدهد (و این عمل را به مدیریت سایت اطلاع ندهد، تمام کسانی که در مدت عده با خانم ازدواج می کنند به ایشان حرام ابد می شوند لذا فردی که این عمل را انجام دهد) در گناه فحشا و زنا ی تمام کسانی که در مدت عده با خانم ازدواج می کنند سهیم است.
* اگر کسی با اجبار با خانم های مذکور دخول کند، این مجموعه از او به جرم تجاوز شکایت خواهد کرد و در اجرای اشد مجازات برای او خواهد کوشید.
* اگر خانمی پول اضافه مطالبه کرد سریعا گزارش بدهید.
* اگر خانمی اصرار کرد که زودتر، از منزلش بیرون بروید (کمتر از 55دقیقه بمانید) به مدیریت سایت حتما گزارش بدهید و البته هنگام خروج از منزل باقی مدت عقد را ببخشید تا درصورتی که فردی بعد از شما مراجعه می کند خدای ناکرده در باقی مانده زمان صیغه شما، صیغه نخواند.
* ارتباط دهانی غیر بهداشتی بوده و در تعهدات این سایت نیست (چه دهان به دهان، چه دهان به واژن و چه ساک زدن همه ممنوع است)
* استفاده از کاندوم در روابط عدم دخول به جهت رعایت بهداشت و نظافت الزامی است. و آقایان موظفند همراه خود کاندوم بیاورند در غیر اینصورت خانم می تواند پذیرش نکند و آقا باید خسارت اتلاف وقت خانم را بپردازد. مجددا تاکید می شود که * اگر کسی با خانم های مذکور دخول کند و به مدیریت سایت اطلاع ندهد و بعدا کاشف به عمل آید، این مجموعه از او به جرم قوّادی شکایت خواهد کرد و در اجرای اشد مجازات برای او خواهد کوشید. البته آقایان میتوانند خانم را امتحان کنند و در صورتی که احساس کردند خانم تمایلی برای دخول از خود نشان میدهد مراتب را به مدیریت سایت گزارش دهند تا از ایجاد فساد جلوگیری شود.
هرگونه استفاده از اسپری تاخیری و مواردی از این دست روابط نامتعارف تلقی شده و علاوه بر اینکه خدمات با این شرایط در تعهدات ما نیست به شدت با عاملان آن برخورد خواهد شد و از ارائه خدمات به چنین افرادی اجتناب خواهد شد.
خانمها از پذیرش افرادی که دهانشان بدبو باشد معذورند. قبل از مراجعه استحمام بفرمایید و معطر تشریف ببرید.
ده دقیقه آخر زمان پوشیدن لباس و خداحافظی است.
* اگر کسی به خانمها تلفنی پیشنهاد دخول بدهد پذیرش نخواهد شد و اگر حضوری پیشنهاد دهد ادامه خدمات ملقی می شود و خانمها از مراجعه بعدی آقا جلوگیری می کنند.
* خانمها دوست دختر شخصی کسی نیستند لذا خارج از تایم صیغه، اس ام اس بازی نکنید و فقط برای گرفتن وقت با ایشان در ارتباط باشید.
* با توجه به اینکه رابطه با خانمها به صورت عدم دخول است، خانمهای جوان ملزم نیستند که در حین معاشقه و نیز هنگام ارضاء آقایان، شورت خود را در بیاورند.

آگهی استخدام:

اگر در میان بستگان و آشنایان خانم بیوه ای را میشناسید جهت صیغه ماهیانه و چندین ماهه میتوانید ایشان را به ما و ما را به ایشان معرفی فرمایید تا در اجر این امر (که کمتر از جور کردن جهیزیه نیست) سهیم باشید.

پیامبر خدا (ص) در این باره می فرمایند:
مَن زوّج اخاهُ المؤمِنُ اِمرئةً یَأنِسُ بِها وَ تَشُدُّ عَضُدَهُ وَ یَستَریحُ اِلَیها، زَوّجَهُ اللهُ مِن الحُورِ العین، وَ آنَسَهُ بِمَن اَحَبَّ مِن الصِّدیقین مِن اهلِ بَیتِ نَبیّهِ (ص) وَ اِخوانِهِ وَ آنَسَهُم بِهِم؛ کسی که به برادر دینی خود، زنی که موجب انس با وی و افزایش توان و آسایش و راحتی او باشد تزویج کند، خداوند نیز (در بهشت) حورالعین را به تزویج وی درآورده و او را با هر کدام از صدیقین آل البیت پیامبر(ص) و یا دوستانش که بخواهد مأنوس می فرماید(مستدرک الوسائل، ج 14 : 173)،

و همچنین امام صادق (ع) می فرمایند:
مَن زَوَّجَ اَعزَباً کانَ مِمَّن یَنظُرُ اللهُ اِلُیهِ یَومَ القِیمَةِ؛ کسی که جوان عزبی (مجردی) را زن دهد، از آن هایی خواهد بود که روز قیامت خداوند به او نگاه می کند و مورد نظر(و لطف) خداوند خواهد بود. (وسائل الشیعه، ج 14: 26)

خداوند اجرتان دهاد!
توضیح: آقای دزفولی در صفحه فیسبوک، در یادداشتی توضیحی بر این نوشته، چند نکته را تذکر داده اند. متن کامل آن چنین است. با تشکر از توضیحات:
آن آخوند مفسد حجه الاسلام هادی منتظری مقدم بود نه آیت الله ثالثا: رییس دادگاه انقلاب اسلامی کرج بود ونه امام جمعه رابعا: آن مرکزخانه هدایت اسلامی نام داشت وبعنوان یکی ازمراکز موسسه خیریه گل یاس وزیرمجموعه بنیادنورآقای محسن رفیق دوست خامسا: همه ماجرا دردوران اصلاحات کشف شد وعامل اصلی آن هم پیگیری خانواده دختری ۱۷ ساله بنام سمن بود وبهمین دلیل نیزسایرمتهمان با پرداخت جریمه آزاد شدند ولی آخوندمنتظری مقدم بدلیل جراپم غیرقابل انکارده سال حبس وشلاق و ۵۰۰ میلیون تومان جریمه زیرا رشوه گرفته بود وبگیروببندهای غیرقانونی به نفع خود وباندهمراهش .اینکه برخی ازاین دختران را با سازماندهی خاص (آزاد کردن ومعرفی به شبکه قاچاق دختران به کویت ودوبی) به ادامه فحشاء وادارکرده بودند و…

Read Full Post »


دکتر ابراهیم یزدی از رهبران انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ در مصاحبه ای با سایت «تاریخ ایرانی» مطالب مهمی درباره جنگ عراق و ایران گفته اند که از جهات بسیاری قابل بررسی است و باید از ایشان متشکر بود که این مسائل را طرح می کنند، اگرچه در مواردی به نظر نمی رسد که همه آنچه را می داند گفته باشد و بازهم به صورتی قطره چکانی اطلاع رسانی کرده اند.
در این نوشته فقط به دو مورد از اظهارات ایشان می پردازم.

نوشته اند که در اوان انقلاب و بعد از بازگشت آیت الله خمینی و دیگر رهبران انقلاب به ایران، حسن البکر رئیس جمهوری عراق پیام تبریکی برای آیت الله خمینی فرستاد و پاسخی موهن از آقای خمینی دریافت کرد. دکتر یزدی گفته است: «ما از اسفند ۵۷ حمله عراق به ایران را مطرح کردیم، بنابراین جنگ قابل پیش‌بینی و پیشگیری بود. البته از نظر دیپلماسی قابل پیشگیری‌ بود و نه از نظر نظامی. به همین دلیل در اسفندماه که آن درگیری‌ها رخ داد، آقای الیاسین، سفیر عراق در تهران را احضار کردیم. من در نخست‌وزیری بودم. من و مرحوم بازرگان با الیاسین صحبت کردیم، گفت آقا من خودم طرفدار انقلاب شما هستم. بعد گله کرد، گفت آقای حسن البکر پیام تبریکی برای آقای خمینی به مناسبت پیروزی انقلاب فرستاده است که در راستای حسن روابط است، ولی پاسخ به پیام ایشان خیلی موهن است. ما گفتیم خیر، چنین پاسخی داده نشده، الیاسین پاسخ را به ما نشان داد. پاسخی که در روزنامه‌ها منتشر شده بود با نامه‌ای که فرستاده بودند، متفاوت بود. یک جایی، یک کسی در آن پاسخ دخل و تصرف کرده‌ بود. الان من قصد ندارم که آن را باز کنم.»

عبارت آخر دکتر یزدی را دوباره بخوانیم: « یک جایی، یک کسی در آن پاسخ دخل و تصرف کرده‌ بود. الان من قصد ندارم که آن را باز کنم.»

چند سوال در این جا مطرح می شود: ۱ – آیا این پیام توسط وزارت امور خارجه ایران فرستاده شده بود، یا ۲ – پیام توسط شخصی – مثلاً آقای دعایی سفیر ایران در عراق ارسال شده بود، یا ۳ – پیام دست نوشته آیت الله خمینی بود و ارسال شده بود، و یا ۴ – آقای خمینی پیام را دیکته کرده و دیگری آن را نوشته و ارسال کرده بود؟

و سوال دیگر این که چه کسی جرأت داشت در پیام آقای خمینی دست ببرد؟

و اصلی ترین سوال این که آقای دکتر یزدی از چه کسی یا چه چیزی هراس دارد که نمی تواند و قصد باز کردن این ماجرا را ندارد؟

آنچه روشن است این که آقای خمینی در موارد متعدد در باره یک موضوع واحد پیامهای مختلف توسط افراد مختلف داده بود، تا در موقع مقتضی بتواند خود را از نتیجه احتمالاً بد آن مبرا کند. این در واقع سیاست اصلی آقای خمینی در تمام دوران فعالیت سیاسی اش بوده است.

تا وقتی که آقای دکتر یزدی این موضوع را «باز» نکرده اند، با توجه به سیره و روش سیاسی آقای خمینی، باید بااحتمال قریب به یقین پاسخ موهن به حسن البکر را از آن شخص آقای خمینی دانست. و بازهم هم اوست که دستور داده متن دیگری به جای آن در مطبوعات ایران منتشر شود.
دونمونه دیگر از رفتار مشابهی از سوی آیت الله خمینی می آورم:
1 – در نوشته دیگری در همین بلاگ درباره چگونگی قتل آیت الله صدر و خواهرش توسط صدام حسین، با توجه به اسناد موجود، نشان دادم که چگونه پیامی که آقای خمینی برای آقای صدر در عراق فرستاد باعث قتل او و خواهرش شد. همان پیام بعداً به صورتی دیگر و با تاریخی غیر واقعی در مطبوعات وقت و بعدها در صحیفه امام چاپ شد.

2 – ابوالحسن بنی صدر در خاطراتش می گوید در همان روزهای آغاز انقلاب، روزی خمینی وی را برای دلجویی از مقامهای رژیم سابق که زندانی شده بودند فرستاد تا به آنها بگوید که حکومت قانون است و آنها باید مطمئن باشند که در موردشان بی قانونی نمی شود. بنی صدر می رود به دیدن مقامهای زندانی رژیم پیشین و به آنها پیام خمینی را می رساند. و صبح روز بعد خبردار می شود که تعدادی از آنها را اعدام کرده اند. چگونه و چرا؟ روشن است خود آقای خمینی همزمان که به بنی صدر گفته بوده برود و به زندانیان اطمینان دهد که حکومت قانون است، به آقای خلخالی گفته که برود آنها را اعدام کند.
از این نمونه ها در طول حکومت آقای خمینی بسیار است.

نکتۀ دوم در این مصاحبه سخنانی است که آقای دکتر یزدی درباره احتمالات ادامه جنگ و ضررهای آن به آقای خمینی گفته، و احمد خمینی و دیگران همان اظهارات را به نقل از آقای خمینی در جاهای مختلف نقل کرده او نتیجه گرفته اند که خمینی خواهان ادامه جنگ نبوده است. «تاریخ ایرانی» از دکتر یزدی پرسیده: «در دو سه سال اخیر مصاحبه‌هایی درباره مخالفت اولیه امام با ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر منتشر شده است که نشان می‌دهد در این باره در ابتدای امر بین نظر نهضت آزادی و رهبری نظام مخالفتی وجود ندارد. … علی‌اکبر محتشمی‌پور هم گفته: «بعد از فتح خرمشهر دشمن شکست خورده بود و تنها کسی که مخالف ادامه جنگ بود امام بودند. آقایان نزد امام آمدند و گفتند ما باید یک قسمت از خاک عراق را بگیریم و از موضع قدرت پشت میز مذاکره با عراق بنشینیم تا خسارت بگیریم. حضرت امام گفتند این را بدانید ما وقتی ما داخل عراق برویم معادله تغییر می‌کند و نیروهای عراقی با رویکرد جدیدی وارد می‌شوند. اما سران قوا اصرار داشتند که نیروهای ما با اخلاص جنگ را ادامه خواهند داد….» (تأکیدها همه از من است)

آقای یزدی در پاسخ مطالب مختلف و مهمی را عنوان کرده اند، و در بخشی – بعد از اشاره به این که مدتها از ملاقات وی با آقای خمینی جلوگیری می کرده اند – گفته اند که: «نوروز ۶۳ یا ۶۴ من تهران نبودم، رفته بودم شمال…. هنگامی که برگشتم احمد آقا به من تلفن زد و گفت که آقا می‌خواهند شما را ببینند، می‌گویند که فلانی چرا با ما قهر کرده است. گفتم نه، من با کسی قهر نکرده‌ام. اگر شما بگذارید ایشان را می‌بینم. وقتی به جماران رفتم، اولین حرفی که احمد آقا قبل از دیدار با امام به من گفت این بود که به آقا نگویید من نمی‌گذاشتم تو بیایی ایشان را ببینی؟! رفتم و آقا خیلی محبت کردند و نشستیم و احمد آقا هم نشست و بعد هم آقا به او گفتند که بیرون برود. ۹۰ دقیقه، دو نفری صحبت کردیم. دو تا موضوع بود، یکی خیلی مختصر راجع به انتخابات و یکی هم طولانی درباره جنگ. در مورد انتخابات پیشنهاد کردم که زندانیان سیاسی را آزاد کنید تا در آستانه انتخابات فضای سیاسی تلطیف شود. ایشان نپذیرفتند و گفتند نمی‌توانیم، این‌ها متنبه نیستند، بیرون می‌آیند و دوباره شلوغ می‌کنند.
موضوع دوم راجع به جنگ بود. گفتم این چه سیاستی است که می‌گویند جنگ، جنگ تا پیروزی. اسرائیل که بزرگترین جنگ‌افروز منطقه است به نام حفظ صلح به لبنان حمله می‌کند. ما که صلح می‌خواهیم، چرا این شعار را می‌دهیم؟ ایشان گفتند ما هم صلح می‌خواهیم. اگر بصره را بگیریم، در عراق کودتا می‌شود و صدام را برکنار می‌کنند و بعد ما صلح می‌کنیم. من مفصل برای ایشان توضیح دادم که شما نمی‌توانید بصره را بگیرید، دلایلش را هم شرح دادم و گفتم وقتی شما آن سوی مرز می‌روید، معادله جنگ عوض می‌شود. در ایران ما با ارتش کلاسیک جنگ چریکی می‌کردیم. آن سوی مرز جنگ چریکی با ارتش کلاسیک معنا ندارد. آن زمان هواداران صدام همین بعثی‌ها به صورت نبرد چریکی نیروهای ایرانی را می‌زنند….. آقای خمینی به من اعتماد زیادی داشت، به حرف‌های من گوش می‌کرد. تجربه‌ام با آقای خمینی این بود که گاهی چیزهایی به ایشان می‌گفتم، ایشان در آن لحظه ممکن بود که با من احتجاج کنند، ولی می‌دیدم که بعداً آقای خمینی‌‌ همان مطلب را می‌رود عنوان یا پیگیری می‌کند. احمد آقا و هاشمی، که دو نفر از نزدیکان امام بودند، نمی‌گذاشتند که من با آقا صحبت کنم. کمااینکه آن صحبتی هم که کردم، تاثیر داشت.»

دونکته درباره این نقل قول ها از آقای خمینی گفتنی است. نخست پاسخ آقای خمینی به تقاضای دکتر یزدی برای آزادی زندانیان سیاسی است، که یزدی خواسته است «زندانیان سیاسی را آزاد کنید تا در آستانه انتخابات فضای سیاسی تلطیف شود. ایشان نپذیرفتند و گفتند نمی‌توانیم، این‌ها متنبه نیستند، بیرون می‌آیند و دوباره شلوغ می‌کنند.»
سوال این است که آیا این زندانیان – دست کم بخشی از آنان – همان هایی نیستند که با قبول آتش بس و خوردن جام زهر، آقای خمینی فرمان به قتل عام آنها داد؟ البته پاسخ این سوال را دکتر یزدی نمی تواند بدهد، باید کسانی پاسخ بدهند که در آن دوران در قدرت بودند، آقایان هاشمی رفسنجانی، خامنه ای، موسوی، مسئولان وقت زندانها و….

نکته دوم این که اظهارات آقای خمینی درباره جنگ و این که رفتن به داخل عراق باعث چه مسائلی خواهد شد، حتماً برگرفته از اظهارات دکتر یزدی بوده است، والا با آشنایی که با زبان و رفتار و درک آقای خمینی از سیاست و جنگ وجود دارد، این منطق روشن و فصیح قطعاً نمی تواند ناشی از ذهن یا زبان آقای خمینی باشد. حتماً حق با دکتر یزدی است و آقای خمینی در غیاب دکتر یزدی – بدون نقل مأخذ – حرفهای وی را تکرار کرده است، و البته – بر اساس اسنادی که از طرف آقایان خامنه ای و هاشمی و سران سپاه منتشر شده – همزمان فرمان به ادامه جنگ هم داده بوده است، تا هر یک که از دو اندیشه و رفتار متضاد – یعنی پیروزی یا شکست در جنگ – به وقوع پیوست، بتواند ادعا کند که وی در تصمیم گیری خود درست رفتار کرده است. و به همین دلیل، در این مورد هم رفتاری و گفتاری دوگانه از خود بروز داده است.

***

متأسفانه آقای دکتر یزدی هنوز در این توهم هستند که آقای خمینی با ارزشهایی چون اخلاق یا شرافت آشنایی داشته است. نه، نداشته است. ابداً.

آقای خمینی اعتقادات دینی محکم نداشت و آنچه را داشت صرف سیاست و قدرتمداری می کرد، و این حدیث نبوی را به گوش جان نوش کرده بود که فرموده بودند: «الغایات مبرّر المبادی» (تقریباً معادل گفته معروف ماکیاولی: هدف وسیله را توجیه می کند) و به یاد داشته باشیم که حضرتشان در اعتراض به آقای بنی صدر که در پاریس بیان دیگری داشتید و در این جا بیانی دیگر، به لفظ مبارک فرموده بود: «خدعه کردم»!

Read Full Post »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: