Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘رزم آرا’


چندی پیش درهمین بلاگ با اشاره به تهدید «علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی و محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران، از سوی یکی دو تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، از جمله حجة الاسلام روح الله حسینیان (از روحانیان سرشناس) به مرگ» اشاره کرده و افزوده بودم که این نخستین بار نیست که یک نماینده مجلس ایران یک مقام دولتی را به مرگ تهدید می کند، و بار نخست شادروان دکتر محمد مصدق در جلسه هشتم تیرماه ۱۳۲۹ رزم آرا را که نخست وزیر بود – و لایحه قرارداد الحاقی نفت موسوم به «گس – گلشاییان» را به مجلس برده بود – به مرگ تهدید کرد و گفت: «…خدا را شاهد است اگر ما را بکشند،‌ پارچه پارچه بکنند، زیر بار حکومت این جور اشخاص نمی رویم. به وحدانیت حق خون می کنیم. خون می کنیم، می زنیم و کشته می شویم…. اگر شما نظامی هستید من از شما نظامی ترم، می کُشم، همین جا شما را می کُشم…. اين طرح اگر به تصويب برسد ، من با دست خودم تو را می کُشم!»
جمال امامی در پاسخ دکتر مصدق گفت: من از آقای مصدق تعجب می‌کنم! مجلس جای استدلال و بحث است نه جای منازعه و مشاجره و فحش. اگر جای فحش بود چند نفر چاله‌میدانی می‌آمدند این جا!
به هر حال رزم آرا لایحه الحاقی را در ۵ دی ۱۳۲۹ از مجلس پس گرفت، و خودش در روز ۱۶ اسفند همان سال توسط خلیل طهماسبی از فداییان اسلام ترور شد.
علاوه بر اسنادی که در آن نوشته به آنها اشاره شده بود دیروز به برخی اسناد دیگر هم برخوردم که تاییدی است بر این که توطئه قتل رزم آرا توسط اعضای جبهه ملی، آیت الله کاشانی، و فداییان اسلام؛ اگر نه با مباشرت، دست کم با اطلاع شخص شادروان دکتر مصدق، و انجام شده بود.

عبدالقدير آزاد از بنیانگذاران جبهه ملی ایران در جلسه علنی مجلس گفته بود:
«خود آقايان بخاطر دارند روزيکه رزم‌آرا آمد اينجا[مجلس]٬ ما و آقاي دکتر مصدق اينقدر پيش‌دستي‌ها را بهم زديم که صداي کسي تا چه رسد رزم‌آرا شنیده نمی شد و تازه به من گفتند چرا قايم نمي‌زني٬ ما و آقاي دکتر مصدق فتواي قتل رزم‌آرا را داديم٬ گفتيم خائن است٬ وطن فروش است، آقاي دکتر مصدق هم گفتند: رزم‌آرا را٬ يک نفر آدم برحسب داد و فرياد و هو ما کشت… حالا که آقای نخست وزیر شده اند، هر کسی از در خانه طهماسبی رد می شود بعنوان فداییان اسلام بازداشت می کنند.» (کتاب «افسانه مصدق»، رحيم زهتاب‌فرد (سردبیر اراده آذربایجان) ، 1376، نشر علمی، صفحه 400.

نواب صفوي نیز در جريان بازجويي درباره چگونگی تصمیم به قتل رزم آرا گفته بود: «رأي و تجويز کردن آقاي کاشاني و آقاي مصدق‌السلطنه علني و صريح بود نسبت به اين که تيمسار سپهبد رزم‌آرا را بايستي از بين برد٬ و او دست [نشانده] انگليس‌هاست.»
به هر حال همان طور که نوشته بودم در روز 16 مرداد ۱۳۳۱ (در دوره زمامداری دکتر مصدق) نمایندگان جبهه ملی طرحی با قید سه فوریت مبنی بر عفو و آزادی خلیل طهماسبی قاتل رزم آرا به تصویب مجلس رساندند. در مصوبه آمده بود:
«چون افرادی که ثابت شودعلیه ملت ومنافع اجتماع قیام بنفع بیگانه بنمایند درهرمسلک ومذهب مهدورالدم هستند لذا ما امضاء کنندگان ذیل ماده واحده را با قیدسه فوریت تقدیم می‌داریم: ماده واحده – چون خیانت حاجی علی رزم آراوحمایت او از اجانب برملت ایران ثابت است برفرض اینکه قاتل او استاد خلیل طهماسبی باشد از نظرملت بیگناه و تبرئه شده شناخته می‌شود. شمس قنات آبادی. کریمی. سیدجوادی. مهندس حسیبی. دکتر شایگان. ناصرجلالی. انگجی. دکتر بقایی. علی زهری. حسین مکی. زیرک‌زاده. دکتر ملکی. پارسا. مدرس. دکتر فلسفی. ناظرزاده. حائری‌زاده. اقبال. وکیل پور. اخگر. میلانی. شاپوری. فرزانه. معتمددماوندی. ناصر ذوالفقاری. دکتر سنجابی. نریمان.» (مجلس 17، نشست 24)

پیشنهاد به صورت ماده واحده زیر تصویب شد:
«ماده واحده – چون خیانت حاج علی رزم آرا برملت ایران ثابت گردیده هرگاه قاتل او استاد خلیل طهماسبی باشد به موجب این قانون مورد عفو قرارمی‌گیرد و آزاد می‌شود.
تبصره – دولت موظف است زندگی و اعاشه آقای خلیل طهماسبی را از هر حیث تامین و رفاه وآسایش او را مادام العمر فراهم سازد.»
خلیل طهماسبی بعد از آزادی از زندان به دیدار دکتر مصدق رفت و بنا به گزارش روزنامه باختر امروز حدود یک ساعت با وی گفتگو کرد:
khalilT and Mossadegh1
«امروز خلیل طهماسبی نزد نخست وزیر رفت. ساعت ده صبح امروز استاد خلیل طهماسبی که دیروز بعد از ظهر از زندان آزاد شده بود در منزل نخست وزیر حاضر و از دکتر مصدق ملاقات نمود. این ملاقات در حدود یک ساعت طول کشید. استاد خلیل از نخست وزیر تشکر نموده مقارن ساعت 5/11 منزل ایشان را ترک گفت.» (باختر امروز شمارۀ 958)
روزنامه اطلاعات نیز در شمارۀ يکشنبه بيست و پنجم آبان خبر این ملاقات را منتشر کرد:
«امروز قاتل رزم‌آرا به ملاقات نخست وزير رفت. ساعت ده صبح امروز استاد خليل طهماسبي به اتفاق عده‌اي از دوستان خود براي ملاقات آقاي نخست‌وزير از منزل خارج شد و ساعت ده و نيم به ملاقات آقاي دکتر مصدق رفت و يازده و يک ربع بعد از منزل ايشان خارج گرديد، به خبرنگاران عکاس اجازه داده نشد که از نخست وزير و طهماسبي عکس بگيرند.»
از محور یا جزئیات گفتگوهای شادروان دکتر مصدق با استاد خلیل طهماسبی قاتل رزم آرا گزارشی ندیده ام، ولی ظاهراً باید مطالب مهمی مورد مذاکره قرار گرفته باشد که نخست وزیر با وجود همه گرفتاریهایی که مبارزه با استعمار و «استیفای حقوق مردم» از شرکت سابق نفت انگلیس داشته، قریب یک ساعت از وقت خود را در بهترین ساعات روز به استاد خلیل اختصاص داده بوده است.
شادروان دکتر مصدق در بازجویی های بعد از 28 مرداد، درباره ملاقات با خلیل طهماسبی فرموده بودند که: «من در اطاق‌ام نشسته بودم، هر کس می‌آمد من می‌پذیرفتم.» که به نظر می رسد دیدار از ایشان توسط خلیل طهماسبی بدون اطلاعشان بوده است.
آیا واقعاً در آن سالها که دکتر مصدق دفتر نخست وزیری را به خانه اش منتقل کرده بود، هر کس به خانه اش مراجعه می کرده او را می پذیرفته و قریب یک ساعت با وی گفتگو می کرده است؟ آیا نمونه دیگری وجود دارد که شخصی سرزده و بی خبر به دیدار دکتر مصدق رفته باشد و قریب یک ساعت با وی گفتگو کرده باشد؟
به نظر بنده این ادعا درست نمی آید.

در بخشی از همان بازجویی شادروان دکتر مصدق را با نواب صفوی روبرو می کنند. این است متن بازجویی از روبرویی این دو نفر: (تکرار اسامی سید مجتبی نواب صفوی و سرلشکر آزموده و سرتیپ کیهان خدیو و سروان شاداب، در جای امضای آنان در صفحات بازجویی قرار گرفته است.)
«س- سوال از نواب صفوی
س- سوال از شما می‌شود این شخص را که در مقابل شما نشسته‌اند می‌شناسید یا خیر؟

ج- بله می‌شناسم، آقای دکتر مصدق‌السلطنه می‌باشند. سید مجتبی نواب صفوی.

س- در توطئه قتل مرحوم سپهبد رزم‌اراء چه اشخاصی دست داشتند و قبل از کشته شدن آن مرحوم تجویز قتل کردند؟

ج- آیت‌اللله کاشانی و آقای دکتر مصدق‌السلطنه و آقای حائری‌زاده و آقای دکتر بقایی و آقای شایگان و آقای نریمان و آقای حسین فاطمی و آقای عبدالقدیر آزاد و آقای شمس قنات‌آبادی و آقای نصرت‌الله کریمی و آقای کریم آبادی و آقای علی زهری و آقای حسین مکی و آقای حاج ابوالقاسم رفیعی و آقای حاج سید هاشم حسینی و آقای سید عبدالحسین واحدی و بنده و اقای علی اصغر ذوالفقاری و آقای علی احرار و آقای رضا قدوسی و آقای اصغر نجار و آقای خلیل طهماسبی و آقای حاج احمد آقایی و آقای حاج عباس نوشاد و آقای موسویان تاجر بازار و آقای سید محمد واحدی (که فقط خبر داشت) و سایر آقایان مذکور در فوق خبر داشتند و تجویز می‌نمودند. سید مجتبی نواب صفوی.

ملاحظات: وقتی سید مجتبی نواب صفوی وارد اتاق شد و سوال بالا بعمل آمد، آقای دکتر محمد مصدق فرمودند: حالا می‌فهمم می‌خواهید پرونده سازی کنید، آرزو بدل شما می‌ماند. و موقعی‌که به نواب صفوی گفته شد پاسخ خود را بخواند گوشهای خود را گرفته، چشم‌های خود را برهم گذاشتند.
امضا: سرلشکر آزموده سرتیپ کیهان خدیو

س- سوال از سید مجتبی نواب صفوی
شما بر صحت گفته خود چه دلائلی دارید مبنی براینکه آقایانی را که نام بردید معاونت در قتل مرحوم رزم‌آراء داشته‌اند از جمله آقای مصدق‌ السلطنه.

دادستان ارتش: سرلشکر آزموده کیهان خدیو سروان شاداب

ج- رای و تجویز کردن آقای کاشانی و آقای دکتر مصدق السلطنه صراحتاً علنی و صریح بود نسبت به این‌که تیمسار سپهبد رزم‌آرا را بایستی از بین برد، و او دست [نشاندۀ] انگلیسی‌ها است. مثل این‌که آقای دکتر مصدق السلطنه صراحتاً در مجلس بیان کردند در پشت تریبون مجلس، و به اضافه رای ایشان با جبهه ملی و آقای کاشانی در این خصوص یکی بود و آقای دکنر بقائی و آقای حسین مکی در ملاقاتی که در منزل حاج محمود آقائی با بنده از زمان نخست‌وزیری و حیات آقای تیمسار رزم‌آرا با بنده کردند، صراحتاً این رای را بیان نمودند و نیز سایر آقایان مذکور جبهه ملی و هم‌چنین آقای شمس قنات آبادی و آقای نصرت‌اله کریمی و آقای کریم آبادی این رای مذکور، یعنی تجویز از بین بردن تیمسار رزم‌آرا را صریحا و کراراً بیان می‌کردند، و به طور کلی آرا افراد جبهه ملی در این خصوص یکی بود، و آقای کاشانی هم در منزل حاج ابوالقاسم رفیعی صراحتاً این رای را پیش روی بنده و آقای حاج سید هاشم حسینی بیان کردند و سایر آقایان مذکور هم بشرحی که عرض شده بود کمک می‌کردند و تجویز می‌نموند. امضاء سید مجتبی نواب صفوی.»

به عقیده بنده نواب صفوی هیچ داعی نداشته که دروغ بگوید و آنچه در جلسات مربوط به توطئه قتل رزم آرا نقل کرده چیزی است که شاهد آن بوده است. تا کنون هم هیچ کس این موضوع را مطرح نکرده که نواب صفوی در هیچ موردی دروغ گفته باشد.
سوالی که برای من بنده پیش آمده این است که چطور شادروان دکتر محمد مصدق که خود را سالها مبشر آزادی و حکومت قانون معرفی کرده بود، و هنوز هم شماری از مردم وی را به همان نهج می شناسند، در توطئه ترور افراد مباشرت می کند؟

Advertisements

Read Full Post »


علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی و محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران، از سوی یکی دو تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، از جمله حجة الاسلام روح الله حسینیان (از روحانیان سرشناس) به مرگ تهدید شده اند. این نخستین باری نیست که یک نماینده مجلس در ایران، یک مقام دولتی را به مرگ تهدید می کند. تا جایی که می دانم، بار نخست شادروان دکتر محمد مصدق در جلسه هشتم تیرماه ۱۳۲۹ رزم آرا را که نخست وزیر بود – و لایحه قرارداد الحاقی نفت موسوم به «گس – گلشاییان» را به مجلس برده بود – به مرگ تهدید کرد و گفت: «…خدا را شاهد است اگر ما را بکشند،‌ پارچه پارچه بکنند، زیر بار حکومت این جور اشخاص نمی رویم. به وحدانیت حق خون می کنیم. خون می کنیم، می زنیم و کشته می شویم…. اگر شما نظامی هستید من از شما نظامی ترم، می کُشم، همین جا شما را می کُشم…. اين طرح اگر به تصويب برسد ، من با دست خودم تو را می کُشم!»
جمال امامی در پاسخ دکتر مصدق گفت: من از آقای مصدق تعجب می‌کنم! مجلس جای استدلال و بحث است نه جای منازعه و مشاجره و فحش. اگر جای فحش بود چند نفر چاله‌میدانی می‌آمدند این جا!

به هر حال رزم آرا لایحه الحاقی را – که منافع ایران در آن لحاظ نشده بود – در ۵ دی ۱۳۲۹ از مجلس پس گرفت، و خودش در روز ۱۶ اسفند همان سال توسط خلیل طهماسبی از فداییان اسلام ترور شد. روز بعد در ۱۷ اسفند کمیسیون نفت در مجلس قانون ملی شدن را تصویب کرد و بر اساس آن، بعد از ابراز تمایل مجلس به نخست وزیری دکتر مصدق، وی از سوی شاه به نخست وزیری منصوب شد.
(خلیل طهماسبی قاتل رزم آرا که موقتاً به واسطه مصوبه جبهه ملی از مرگ نجات یافت)
khalil tahmasebi

در آن زمان شایعات و گزارشهای ضد و نقیضی که عمدتاً از سوی حزب توده ایران و طرفداران جبهه ملی منتشر می شد حکایت از این داشت که شاه در قتل رزم آرا دست داشته است. از جمله مهندس سحابی در خاطراتش نوشته است: «عده ای از محققین را نظر بر این است که گلوله ای که رزم آرا را از پا درآورد از سوی یکی از محافظین خود او و با هدایت شاه و دربار شلیک شده باشد. شاه نگران کودتا بود. اما ترور رزم آرا در هر حال در برنامه فداییان اسلام بود».

تبرئه خلیل طهماسبی توسط لایحه جبهۀ ملی
در روز 16 مرداد ۱۳۳۱ (در دوره زمامداری دکتر مصدق) نمایندگان جبهه ملی طرحی با قید سه فوریت مبنی بر عفو و آزادی خلیل طهماسبی قاتل رزم آرا به تصویب مجلس رساندند. در مصوبه آمده بود: «چون خیانت حاج‌علی رزم‌آرا بر ملت ایران ثابت گردیده هر گاه قاتل او استاد خلیل طهماسبی باشد به موجب این قانون مورد عفو قرار می‌گیرد و آزاد می‌شود.»
(شادروان دکتر مصدق و آیت الله ابوالقاسم کاشانی: روزهای خوش همکاری!)
Mosadeq kashani
مخالفان دکتر مصدق می گویند تعجیل در تصویب این طرح – که مباین روح قانون اساسی و اصل تفکیک قوا و مداخله قوه تقنینیه در قوه قضاییه به حساب می آمد – به این دلیل بود که مبادا محاکمه خلیل طهماسبی و احضار مطلعین و تهدید کنندگان به دادگاه، مشکلاتی برای اعضای جبهه ملی، از جمله شادروان دکتر مصدق و آیت الله ابوالقاسم کاشانی به وجود بیاورد.

خلیل طهماسبی تجسم ارادهٔ ملی
از میان اعضای جبهه ملی، دکتر مظفر بقایی که در آن زمان هنوز از دکتر مصدق جدا نشده بود و از ارکان جبهۀ ملی به شمار می رفت با تهدید نظام قضایی کشور در مجلس گفت: «چون سپهبد علی رزم‌آرا در دوران ریاست ستاد ارتش و ریاست دولت… از هیچ قانون‌شکنی من‌جمله مداخله و ارعاب و تخویف دستگاه قضایی و قوهٔ مقننه دریغ نکرد… بنابراین امضاکنندگان زیر آقای استاد خلیل طهماسبی را تجسم ارادهٔ ملی و عمل او را اجرای قضاوت افکار عمومی دانسته رجاء واثق داریم که به احترام افکار عمومی و حکومت مشروطهٔ ایران از طرف دادگاه رأیی بر خلاف عدل و وجدان صادر نخواهد گردید چه در این مورد ملت ایران است که مشمول رأی قضات آن دادگاه قرار خواهد گرفت»!

آیت الله کاشانی نیز به عنوان یکی دیگر از ارکان جبهه ملی و نهضت ملی شدن نفت، ضمن تایید قتل توسط خلیل طهماسبی گفت: «این عمل به نفع ملت ایران بود و این گلوله و ضربه عالی‌ترین و مفیدترین ضربه‌ای بود که به پیکر استعمار و دشمنان ملت ایران وارد آمد. قاتل رزم‌آرا باید آزاد شود؛ زیرا این اقدام او در راه خدمت به ملت ایران و برادران مسلمانش بوده‌است.»

در جبهۀ فداییان اسلام
و اما در میان جبهه فداییان اسلام، در خاطرات سید محمد واحدی و حاج مهدی عراقی از رهبران فداییان اسلام درباره توطئه قتل رزم آرا آمده که برنامه ترور با همفکری جبهه ملی و با اطلاع دکتر مصدق انجام شده بود.
به گزارش همین خاطرات، در جلسه ای که به این منظور برگزار شده بود این اشخاص حضور داشته اند: عبدالقدیر آزاد، مظفر بقایی، ابوالحسن حائری زاده، کریم سنجابی، سید علی شایگان، حسین فاطمی، نریمان، و حسین مکی، از جبهه ملی ایران؛ و نواب صفوی از فداییان اسلام.
دکتر فاطمی در جلسه گفته بوده که «من اصالتاً از طرف خودم هستم و وکالتاً از طرف مصدق» و بر این نکته تاکید کرده اند که دکتر مصدق گفته‌اند هر تصمیمی که در این جلسه گرفته شود «برای خود من هم لازم‌الاجرا است»؛ اگرچه خلیل طهماسبی قاتل رزم آرا در بازجویی گفته بود در آن جلسه ابوالحسن حائری زاده از طرف دکتر مصدق حضور یافته بود، ولی به هر حال نقشه توطئه قتل رزم آرا با همکاری جبهۀ ملی ایران، و دست کم با آگاهی دکتر مصدق و دیگر بزرگان جبهه ملی و آیت الله کاشانی ریخته شده بود.

مهندس عزت الله سحابی در کتاب خاطرات خود با عنوان «نیم قرن خاطره و تجربه» می نویسد: «در جلسه ای با حضور نواب صفوی از فداییان اسلام و دکتر فاطمی، بقایی، مکی ، شایگان از جبهه ملی و البته بدون حضور مصدق و کاشانی برخی از چهره های جبهه ملی گفتند شاه فعلا خطرناک نیست و کارها زیر سر رزم آراست. نواب، فنجان چای خود را بر می گرداند و می گوید: به فرض که رزم آرا ساقط شد. آیا شما قول می دهید احکام اسلامی را اجرا کنید؟» (خاطرات عزت الله سحابی، ص 99)

ظاهراً باید پذیرفت که همه طرفهای سیاسی در ایران – از مصدق و جبهۀ ملی گرفته تا کاشانی و فداییان اسلام و شاه – از قتل رزم آرا راضی بودند.
با همه این حرفها و اسناد و شواهد، دکتر مصدق در خاطرات و تألمات خود می‌نویسد: قاتل رزم‌آرا هر که بود رفع کدورت از اعلیحضرت کرد!
***
برگردیم سر تهدید علی اکبر صالحی و محمد جواد ظریف توسط حجة الاسلام روح الله حسینیان.
حجة الاسلام روح الله حسینیان همان شخصیت معروفی است که گفته بود «آخه باباجون والله ما خودمان یک زمانی قاتل بودیم»!
(فرمایش حجة الاسلام روح الله حسینیان تیتر روزنامه ها شد!)
Roohollah ghatel
بفرمایید سری بزنیم به به مجلس انس حجة الاسلام در مدرسه شهیدین مشهد در شانزده هفده سال پیش و از فرمایشات ایشان فیض ببریم:
«می گویند (سعید امامی) دارو هم استفاده کرده و خودش را تمیز کرده بود. چند بسته شما به ایشان دادید؟ می گویند «یک بسته»، می گویم: خب از یک بسته چقدر باقی می ماند که خورده باشد و مرده باشد؟ می گویند دکترها گفتند که محلول یک استکان. گفتم آخه باباجون، آخه ما خودمان یک زمان قاتل بودیم. یک زمانی زندانبان بودیم. یک زمانی همۀ این چیزها را گذراندیم. تاکنون صدها نفر واجبی خوردند و نمردند. آخه چطور با یک استکان که آن هم شما می گویید که بلافاصله بردند به بیمارستان و شست و شو دادید، این خورد و مرد؟….» (کیهان ۲۱ دی ماه ۱٣۷۷) البته ایشان فرموده بودند که سعید امامی (معروف به اسلامی) از «درِ امام حسین» وارد بهشت شدند!

بر ما و شما و همه مسلمین و مسلمات واضح و مبرهن است که تخصص حجج الاسلام والمسلمین در قتل با چاقو، واجبی، و تصادف با اتومبیل است، و ما هنوز خبری از قتل و دفن جسد زیر سیمان و بتن توسط روحانیان نشنیده ایم، اما می دانیم که روحانیان ما ماشاء الله همه فن حریفند!
حضرت امام خمینی هم فرموده بودند: «… آن شبیه خوانهای سابق را یادتان است که شبیه می‌خواندند. حالا هم خیلی می‌پرسند. و ما هم می‌گوییم بهتر این است روضه بخوانند. شمر خوب آن بود که در شمری خوب باشد. و شبیه سیدالشهدای خوب این بود که شبیه او را خوب درآورد. در این امور آن کسی که کار خودش را، این تصرف در کار او نکند. آن هم تصرف در کار او نکند. هر کسی کار خودش را خوب انجام بدهد. اگر هر کسی خودش را موظف داشت به اینکه آن کاری که محول به اوست خوب انجام بدهد، خواهد خوب انجام گرفت….» (صحیفۀ نور، جلد 11، ص 283)

آخرین خبر:
و آخرین خبر این که حجة الاسلام والمسلمین روح الله حسینیان بعد از تهدید علی اکبر صالحی به قتل و دفن او زیر سیمان، حال خودش خراب شده و به بیمارستان رفته است. جالب این که بعد از بستری شدن «قاتل بعد از این»، علی اکبر صالحی (یعنی «مقتول بعد از این») به عیادت وی رفته است. واقعاً که قدما راست گفته اند که: صید از پی صیاد دویدن مزه دارد!

بعد از تحریر:
این نکته را هم یادم رفت بگویم که عنصر دیگری نیز در شباهتِ بین تهدید به قتل رزم آرا توسط شادروان دکتر مصدق در مجلس شورای ملی، و تهدید به قتل علی اکبر صالحی توسط حجة الاسلام روح الله حسینیان در مجلس شورای اسلامی، دخیل است و آن عنصر «سیمان» است.
سری هم بزنیم به جلسه خصوصی مجلس شورای ملی در هشتم تیرماه 1329: قبل از آن که شادروان دکتر مصدق رزم آرای نخست وزیر را تهدید به قتل کند، رزم آرا خطاب به نمایندگان گفته بود: «آقایان شما یک کارخانه سیمان را هنوز نمی توانید اداره کنید. شما که کارخانجات کشور را در نتیجه عدم قدرت فنی به صورت فعلی انداخته اید که ضرر می دهند با کدام پرسنل و با کدام وسایل می خواهید نفت را شخصا استخراج و ملی کنید.»
البته آنها که از جلسه خصوصی مجلس این عبارت را به خارج بردند و پراکندند، این طور نقل کردند که گویا رزم آرا گفته بوده است «ما لولهنگ (آفتابه) هم نمی توانیم بسازیم…»! و حالا بعد از 65 سال – با توجه به رابطه لولهنگ و آخوند – روشن می شود که چه کسی از جلسۀ خصوصی مجلس این حرف را به خارج برده بوده است.
به علاوه می فهمیم که سیمان هم در فرهنگ سیاسی و ترورهای سیاسی ما نقش داشته، و هنوز هم دارد.
بیخود نبود که آن بزرگوار در رقابت با قرآن فرموده بود: «ای کسانی که ایمان آورده اید، ای کاش سیمان آورده بودید»!

Read Full Post »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: