Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘شیعه’


در هفت هشت روز اخیر سیل نامه ها و استفتاها بود که از طریق ای میل و پیام تلفنی و تکست و امثالهم به من می رسید و من هر روز منتظر بودم یکی دیگر از «مراجع» و «علما» در عاصمة البلاد اسلام پاسخی به این نوع استفتائات بدهد که زحمت صدور فتوی از من بنده، من باب وجوب کفایی، ساقط شود، ولی هیهات هیهات که اکثر مراجع و علمای اعلام و بزرگان دین در داخل بلاد اسلامی چنان سرگرم «بیزنس» و رسیدگی به ضیاع و عقار خویش اند، که حرمت خدا را وانهاده اند، لذا این بنده استفتائات رسیده را طبقه بندی کرده و فتاوی زیر را صادر کردم. قبل از آن که این فتاوی به عرض قارئین محترم برسد، باید مختصری هم درباره پیش زمینه این استفتائات و فتاوی عرض کنم.
Makarem
عکس آیت الله ابوالمکارم شیرازی تزئینی است.
***
در هفته ای که گذشت نیویورک تایمز گزارش داد که نخستین عمل جراحی پیوند آلت جنسی مردانه در بیمارستانی در شهر بوستون با موفقیت انجام شده است؛ و توماس منینگ ۶۴ ساله که بر اثر سرطان آلت (Penile Cancer) مجبور به قطع عضو جنسی‌اش شده بود، طی یک عمل جراحی که پانزده ساعت به طول انجامید، صاحب آلت تناسلی جدیدی شد. هزینه این عمل جراحی بین ۵۰ تا ۷۰ هزار دلار تخمین زده شده است و پزشکان تیم جراحی به طور رایگان این عمل را انجام داده اند.
***
جمهوری اسلامی ایران یکی از معدود کشورهای جهان است که تحت شرایطی هزینه های عمل جراحی تغییر جنسیت را می پردازد، و البته پرداخت این هزینه ها از بیت المال به دلیل خدمت به خلق خدا نیست، بلکه از این جهت است که مراجع و علما قصد دارند اشتباه خداوند را در خلقت این افراد جبران کنند، زیرا بر اساس آموزه های دینی همه موجودات خدا باید یا مرد باشند یا زن و تمایلاتشان هم باید یا مردانه باشد یا زنانه، در غیر این صورت روایت علما از کتاب خدا غلط می شود. اگرچه ما در سیره خیرالبشر «دحیۀ کلبی» را هم داریم که جای دهها تاویل و تفسیر را بازگذاشته، که به قول حضرت مولانا : هست صوفی آن که شد صفوت طلب/ نه لباس صوف و خیاطی و دبّ/ صوفیی گشته به پیش این لئام/ الخیاطه واللواطه والسلام…

و اما بعد،
از مراجع و علمای جدید نخستین کسی که فتوی به حلیت پیوند عضو داده است آیت الله خمینی است، و ما فتوی او را که به صورت مصاحبه ای در روز 7 اردیبهشت 1358 در قم صورت گرفته در دست داریم:
«در صورتی که پیوند، اسباب نجات یک نفر از موت بشود به حسب شرع مانع ندارد…کسی که مرده است و کلیه او قابل استفاده است، با اجازه اولیایش جایز است که آن را برای نجات انسان دیگر مورد استفاده قرار بدهند و به انسان مریض و فاقد کلیه صحیح پیوند کنند…» (به نقل از صحیفه امام، جلد 7، ص 143)
و البته بر همه ذوات محترم روشن است که وجود احلیل در حیات مرد به مراتب مهمتر از کُلیه است، و بنابراین پیوند آلت تناسلی به مردِ مسلمانِ فاقد آن، نه تنها از اهم وظایف دینی به شمار می رود، بلکه به گفته ایشان، همطراز با حفظ نظام اسلامی، از اوجب واجبات است؛ زیرا اگر نداشتن کلیه باعث موت می شود، نداشتن احلیل علاوه بر موت، شرف دینی را زیر سوال می برد.
البته من بنده معتقد است که پیوند احلیل برای مرد مسلمان بر حفظ نظام اسلامی هم برتری دارد؛ و با توجه به عنایت اسلام به رفاه ناشی از این عضو شریف و تاکید همه ائمه بر ازدواج و استفاده دائم از از این بهترین عضو بشر، که ادامه نسل مدیون اوست، حکماً و حتماً پیوند آلت شریف مرد مسلمان، افضل از حفظ نظام و اوجب واجبات است، حتی اگر به واسطه مستحدثه بودن آن، هیچ یک از رساله های عملی ذکری از آن نکرده باشند. به هرحال این است استفائات رسیده به دفتر این جانب که طبقه بندی شده و فتاوی لازم در زیر هریک از استفتائات به طور جداگانه درج شده است:

***
بسم الله الرحمن الرحیم
مسأله 1: حکم استفاده از آلات تناسلی موجود در سالن های تشریح بیمارستانها برای پیوند به نیازمندان چیست؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. هرگاه سبب رفع نیاز مسلمانى شود مانعى ندارد، و بهتر است از صاحبان اجساد و فقیه بیمارستان اجازه بگیرند.

مسأله ٢ : حکم پیوند عضو شریف میت غیر مسلمان به مسلمان چیست؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. اگر مختون باشد و به شرط آنکه صاحب آلت از دشمنان اسلام نباشد، اشکالی ندارد.

مسأله 3: اگر صاحب آلت، با آن زنا کرده باشد، پیوند آن به یک مسلم چه حکمی دارد؟ و اگر فقط در موارد اضطرار بحلّ می شود، آن موارد کدام است؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. احوط آن است که جز در موارد اضطرار پیوند نشود. اضطرار آن است که متعلقۀ مردِ بدون آلت (یا با آلت مایل) به شبهه حرام بیافتد، که اضطرار قطعی است.

مسأله 4: اگر صاحب آلت مجهول الهویه باشد حکم آن چیست؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. باید با معاینه حشفه توسط فقیه جامع الشرایط، اسلامیت آن احراز شود. اگر فقیه جامع الشرایط در دسترس نباشد، استفاده از فقیه متجزی اشکالی ندارد.

مسأله 5: حکم پیوند عضو شریف میّتی که خود راضی به پیوند آن نبوده، اما ولیّ او اجازه داده چیست؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. استفاده از آن آلت جایز است.

مسألۀ 6: آلت پیوند زده شده در روز قیامت جزئی از بدن صاحب اصلی است یا صاحب دوم آن؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. از آن که در این دنیای دون آلت خود را بیشتر مورد استفاده قرار داده است.

مسأله 7: پیوند عضو فرد زنده چه حکمی دارد؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. مستلزم دیه کامل یک نفر مرد مسلمان است، مگر این که فقیه جامع الشرایط تغییر جنسیت او را تایید کرده باشد، که دراین صورت باید آن عضو را اگر سالم است بلافاصله به یک نیازمند پیوند زد، تا از بیت المال سوء استفاده نشده باشد.

مسأله 8: حکم آزمایش عضو پیوند شده از طریق استمناء چگونه است.
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. استمناء بالیَد حرام موکد است، حتی اگر فقط مذی خارج شود که شرعاً پاک است. ولی فقیه لازم است شرایط امتحان آلت پیوند شده را – یا حفظ جوانب شرعی – ایجاد کند.

مسأله 9: با توجه به آیه نورانی الناس مسلطون علی اموالهم و انفسهم، حکم همسر صاحب اولیه آلت چیست؟ آیا وی می تواند کماکان از آن آلت استفاده کند؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. با حفظ شرایط شرعی و خواندن صیغه عقد با دریافت کننده آلت اشکالی ندارد.

مسأله 10: اگر صاحب جدید آلت بخواهد با مادر صاحب قبلی آلت ازدواج کند حکم آن چیست؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. اگر صاحب جدید آلت توانایی نعوظ داشته باشد، حتی اگر مذی تولید نشود، احوط آن است که نکند، ولی شرعاً ایرادی ندارد. اگر بکند باید منتظر وذی بماند.

مسأله 11: آیا می توان آلت پسر فوت شده را به پدر نیازمندش پیوند زد؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. اگر پدر همسر جدیدی اختیار کرده باشد اشکالی ندارد، ولی با آلت جدید نمی تواند با همسری که مادر پسر فوت شده است همبستری کند.

مسألۀ 12: اگر صاحب اولیۀ آلت با فرزند گیرندۀ آلت لواط کرده باشد، حکم پیوند چیست؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. پیوند اشکالی ندارد و جایز است، اما در صورت تکرار لواط از سوی آلت انتقالی، احکام لواط مُحصنه جاری می شود.

مسأله 13: آیا مى توان برای پیوند این عضو، از عضو برخی حیوانات (مثلاً درازگوش) به انسان پیوند زد؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. در موارد ضرورت مانعی ندارد. به شرط آن که موجب آزار خواتین و کدو لازم نشود. ضرورت را ولی فقیه تعیین می کند.

مسأله 14: در صورتى که بتوان شبیه سازی کرد، پیوند آلت شبیه سازی شده چه حکمى دارد؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. مانعی ندارد.

مسأله 15: آیا پیوند عضوی که با قصاص قطع شده جایز است؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. عضو قطع شده متعلق به صاحب قصاص (مجنی علیه) است، اگر دیه آن پرداخت شود اشکال ندارد.

مسأله 16: پیوند آلت مرد مسلمان به غیر مسلمان چه حکمی دارد؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. بنا به قاعده فقهی لا ضرر و لاضرار فی الاسلام جایز نیست، مگر به قصد مسلمان شدنِ مرد غیر مسلمان.

مسأله 17: پیوند آلت مردی که دچار مرگ مغزی شده چه حکمی دارد؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. بنا به قاعده استصحاب جایز نیست.

مسأله 18: پیوند آلت محارب به مرد مسلمان چه حکمی دارد؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. محارب در حکم میت است، احوط آن است که آلت وی پیوند زده نشود چون ممکن است تالی فاسد داشته باشد.

مسأله 19: پیوند آلت بیمار لاعلاج چه حکمی دارد؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. اگر قادر به تولید مذی و منی و وذی و ودی باشد احوط واّلا جایز نیست.

مسأله 20: اگر آلت احتیاج به عملیّات آماده سازى (مثل ختنه یا ترمیم حشفه) داشته باشد، دریافت هزینه آماده سازى از مسلمانِ نیازمند جایز است؟ و اگر جایز است قبل از عمل باید دریافت شود یا بعد از عمل؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. اشکالی ندارد. احوط آن است که بعد از عمل دریافت شود تا بنا به قاعده فقهی تسبیب صاحب آلت از نعوظ آن مطمئن باشد. اگر مرد توانایی پرداخت نداشته باشد، برعهده بیت المال مسلمین است.

مسأله 21: حکم پرستاران و دستیاران دوکتور جراح که در پیوند آلت شریف همکاری می کنند چیست؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. ارجح آن است که پرستاران و دستیاران مرد باشند و به ایّ نحو کان، پرستاران و دوکتور هاباید بعد از عمل غسل جنابت به عمل بیاورند.

مسأله 22: آیا پیوند آلت موجب حلول روح صاحب اولیه آن در صاحب کنونی می شود؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. نه.

مسأله 23: در روایات آمده همه اعضای بدن روح دارند، آیا آلت تناسلی هم روح دارد؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. بله. در کار خداوند تبارک و تعالی استثنا وجود ندارد.

مسأله 24: در این صورت اگر روح آلت در آن حلول نکند، لمس آن توسط همسر چه حکمی دارد؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم. چنانچه عرفاً بعد از پیوند بخشی از بدن محسوب شود، لمس آن توسط همسر اشکالی ندارد. لمس پرستار و دکتر بعد از پایان عمل مستوجب دیه است. حدود آن را فقیه بیمارستان تعیین می کند.
***
لطفاً استفتائات خود را در این زمینه و سایر مسائل فقهی به نشانی همین بلاگ ارسال کنید.
و من الله توفق
الاحقر سید علی السجاد الموسوی الگارماسه.
واشنطن، 14 شعبان در شب برات 1437

Read Full Post »


آیا ملاهای ایران به اندازه ملاهای یهودی خردمند هستند؟
یکی از دوستانم مرا با داستانی فولکوریک از یهودیان لهستان آشنا کرد، با عنوان «از این بدتر هم می توانست باشد». داستانی است از خردمندیهای ملای یک ده، که شباهت بسیاری با وضع کنونی ایران و روحانیان آن دارد. داستان را ترجمه کرده ام، مطمئنم شما هم با من هم عقیده اید که شباهتهای ناگزیری میان ملاهای یهودی لهستان و ملاهای شیعه ایران وجود دارد:

در زمانهای دور، خانواده ای کشاورز در یک خانه کوچک زندگی آرام و شادی داشت. یک روز آنها شنیدند که پدر و مادر همسر کشاورز می آیند تا با آنها زندگی کنند. همه خوشحال شدند. اما پدر و مادر بچه ها نگران بودند که چطور همه در آن خانه کوچک می توانند به زندگی آرام خود ادامه دهند. آنها می دانستند که با آمدن پدربزرگ و مادر بزرگ خانه شلوغ و پر سر و صدا می شود.
مرد خانه نزد «ربای» یا ملای ده رفت و نظر او را پرسید. ملا گفت: بگذارید بیایند.
پدر بزرگ و مادر بزرگ آمدند و وسایل خود را نیز به همراهشان آوردند و آنها را در هال و اتاقهای دیگر خانه جا دادند، و در هال می خوابیدند. خانه شلوغ شد و پر سر و صدا. مرد کشاورز دوباره نزد ملای ده رفت و به او گفت: من کاری را که گفتی کردم. حالا پدر و مادر همسرم اینجا هستند و خانه خیلی شلوغ شده.
ملا اندکی فکر کرد و از کشاورز پرسید: شما مرغ هم دارید؟
کشاورز گفت: البته که داریم.
ملا گفت: آنها را هم به داخل خانه تان ببرید.
کشاورز گیج شده بود اما می دانست که ملا خیلی آدم خردمندی است. پس به خانه اش برگشت و همه مرغهایش را هم به داخل خانه آورد تا همه با هم زندگی کنند ولی این کار کمکی به کاهش سر و صدا و بازگشت آرامش نکرد. در واقع وضع با قد قد و بال به هم زدن مرغها بدتر هم شد.
کشاورز دوباره رفت سر وقت ملا و به او گفت:ملا من هر آنچه گفتی کردم. حالا با حضور پدر و مادر همسرم و مرغها خانه واقعا شلوغ شده.
ملا لختی فکر کرد و از کشاورز پرسید: شما بز هم دارید؟
کشاورز گفت: البته که بز هم دارم.
ملا گفت: آنها را هم به داخل خانه ببر.
کشاورز دوباره گیج شد، اما می دانست که ملای دهشان خردمند است. پس بزهایش را هم به داخل خانه برد تابا آنها زندگی کند. ولی این هیچ کمکی به آرامش و شلوغی خانه نکرد. در واقع وضع بدتر هم شد. حالا نه فقط مرغها قد قد می کردند و بال می زدند، بلکه بزها هم سرشان را به دیوار می زدند یا به سرهای همدیگر می کوفتند، و صدای بع بع شان بلند بود.
روز بعد کشاورز دوباره نزد ملای دهشان رفت و به او گفت: من هرچه گفتی کردم. حالا پدر و مادر همسرم جایی برای خوابیدن ندارند چون مرغها تخت آنها را اشغال کرده اند و بزها هم سرشان را به هر چیزی می کوبند و صدا می کنند.
ملا فکری کرد و قیافه متعجبی به خود گرفت و گفت: آه فهمیدم! تو حتماً گوسفند هم داری؟
کشاورز گفت: البته که گوسفند دارم.
ملا گفت: آنها را هم به داخل خانه ببر.
کشاورز می دانست که ملایشان خیلی خردمند است. پس گوسفندها را هم به داخل خانه برد ولی این کار نه از سر و صدای داخل خانه کاست و نه از شلوغی آن. در واقع هم شلوغتر شد و هم سر و صدا زیادتر گردید. حالا مرغها قدقد می کردند و بالهایشان را به هم می زدند، بزها بع بع می کردند و سرهایشان را به هم می کوبیدند و گوسفندها هم بع بع می کردند و یکی از آنها هم روی عینک کشاورز نشست و آن را شکست.
نه تنها آرامش از خانه رفته بود بلکه بوی آغل هم در خانه به مشامی می رسید.
کشاورز عاجز شده بود و دوباره به نزد ملای ده رفت و به او گفت همه پندهای تو را به کار بستم و هرچه گفتی کردم. حالا پدر و مادر همسرم جا برای خوابیدن ندارند چون مرغها در جای خواب انها تخم گذاشته اند. بزها دائما بع بع می کنند و سرشان را به هم می کوبیند و گوسفندها همه چیز را می شکنند و خانه بول آغل گرفته است.
ملا چشمهایش را بست و اندکی فکر کرد و بالاخره گفت: باید این کار را بکنی: گوسفندها و بزها را به آغل بازگردان و مرغهایت را نیز به لانه شان برگردان.
کشاورز به خانه اش برگشت و همان کار را کرد و در حالی که آنها را از خانه بیرون می برد، همسر، بچه ها و پدر و مادر همسرش مشغول تمیز کردن خانه شدند. تقریباً وقتی که مرغها را به لانه شان باز می گرداند، خانه تمیز و مرتب شده بود و البته آرام.
بعد از این ماجرا همه خانوده فهمیدند که چه خانه دلباز و آرام و راحتی دارند!
فکر می کنم هیچ داستانی به اندازه این قصه فولکوریک یهودیان لهستان گویای وضعی که روحانیت محترم در پانزده سال اخیر با آوردن سانتریفیوژ و کیک زرد و موشک و غنی سازی به داخل خانه مردم ایجاد کرده اند نیست.
حالا با بازگرداندن مرغ و بز و گوسفند به جای اصلی شان، همه فکر می کنند: وای، چه خانه خوبی داریم و چه ملاهای خردمندی!

اگر علاقه دارید اصل داستان را به انگلیسی بخوانید به اینجا مراجعه کنید.

Read Full Post »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: